⚡ «و این هم عیسی بن مریم است که خداوند (عزوجل) فرمود: «پس از طرف پایین [پای] مریم [عیسی] به او ندا…
انتشار: 2026/06/24 13:37 UTC
⚡ «و این هم عیسی بن مریم است که خداوند (عزوجل) فرمود: «پس از طرف پایین [پای] مریم [عیسی] به او ندا داد که غمگین مباش، پروردگارت زیر پای تو چشمهی آبی قرار داده است» (مریم، ۲۴) تا این فرمودهاش: «[امروز با هیچ] انسانی [سخن نمیگویم]» (مریم، ۲۶). پس هنگام تولدش با مادرش سخن گفت...» 🔻 «...و قال حِينَ أَشَارَت إِلَيهِ «قٰالُوا كَيفَ نُكَلِّمُ مَن كٰانَ في المَهدِ صَبِيًّا قٰالَ إِنِّي عَبدُ اللّٰهِ آتٰانِيَ الكِتٰابَ و جَعَلَنِي نَبِيًّا و جَعَلَنِي مُبٰارَكاً» (مریم، ۲۹-۳۱) إلی آخِرِ الآيَةِ، فَتَكَلَّمَ (علیه السلام) في وَقتِ وِلاَدَتِهِ، و أُعطِيَ الكِتَابَ و النُّبُوَّةَ، و أُوصِيَ بِالصَّلاَةِ و الزَّكَاةِ في ثَلاَثَةِ أَيامٍ مِن مَولِدِهِ، و كَلَّمَهُم في اليَومِ الثَّانِي مِن مَولِدِهِ.» ⚡ «...و هنگامی که [مادرش] به او اشاره کرد، فرمود: «گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟ گفت: همانا من بنده خدایم، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است، و مرا مبارک گردانده است» (مریم، ۲۹-۳۱) تا آخر آیه. پس [عیسی] (علیه السلام) در هنگام ولادتش سخن گفت، و کتاب و پیامبری به او عطا شد، و در سه روزگی از تولدش به نماز و زکات سفارش گردید، و در روز دوم از تولدش با آنان سخن گفت.» 🔻 «و قَد عَلِمتُم جَمِيعاً أَنَّ اللهَ تعالی خَلَقَنِي و عَلِيّاً مِن نُورٍ واحِدٍ، و إِنَّا كُنَّا في صُلبِ آدَمَ نُسَبِّحُ اللهَ تعالی، ثُمَّ نُقِلنَا إلی أَصلاَبِ الرِّجَالِ و أَرحَامِ النِّسَاءِ، يُسمَعُ تَسبِيحُنَا في الظُّهُورِ و البُطُونِ، في كُلِّ عَهدٍ و عَصرٍ إلی عَبدِ المُطَّلِبِ.» ⚡ «و همگی شما دانستهاید که خداوند متعال من و علی را از یک نور آفرید، و همانا ما در صلب آدم خداوند متعال را تسبیح میگفتیم، سپس به صلب مردان و رحم زنان منتقل شدیم، در حالی که تسبیح ما در پشتها و شکمها شنیده میشد، در هر دوره و عصری تا عبدالمطلب.» 🔻 «و إِنَّ نُورَنَا كَانَ يَظهَرُ في وُجُوهِ آبَائِنَا و أُمَّهَاتِنَا حَتَّی تَبَيَّنَ أَسمَاؤُنَا مَخطُوطَةً بِالنُّورِ علی جِبَاهِهِم. ثُمَّ اِفتَرَقَ نُورُنَا، فَصَارَ نِصفُهُ في عَبدِ اللهِ، و نِصفُهُ في أَبِي طَالِبٍ عَمِّي، و كَانَ يُسمَعُ تَسبِيحُنَا مِن ظُهُورِهِمَا...» ⚡ «و همانا نور ما در چهرهی پدران و مادرانمان نمایان میشد تا آنجا که نامهای ما با نور بر پیشانیهای آنان نقش بسته و آشکار بود. سپس نور ما [در صلب عبدالمطلب از هم] جدا شد، پس نیمی از آن در عبدالله، و نیمی از آن در عمویم ابوطالب قرار گرفت، و تسبیح ما از پشتهای آن دو شنیده میشد...» 🔻 «...و كَانَ أَبِي و عَمِّي إِذَا جَلَسَا في مَلَأٍ مِن قُرَيشٍ فَقَد تَبَيَّنَ نُورِي مِن صُلبِ أَبِي، و نُورُ عَلِيٍّ مِن صُلبِ أَبِيهِ، إلی أَن خَرَجنَا مِن صُلبِ آبَائِنَا و بُطُونِ أُمَّهَاتِنَا.» ⚡ «...و پدر و عمویم هرگاه در جمعی از قریش مینشستند، نور من از صلب پدرم، و نور علی از صلب پدرش آشکار میشد، تا آنکه از صلب پدرانمان و شکم مادرانمان خارج شدیم.» 🔻 «و لَقَد هَبَطَ حَبِيبِي جَبرَئِيلُ في وَقتِ وِلاَدَةِ عَلِيٍّ فقال لِي: يا حَبِيبَ اللهِ، اللهُ يُقرِئُكَ السَّلاَمَ و يُهَنِّئُكَ بِوِلاَدَةِ أَخِيكَ عَلِيٍّ، و يَقُولُ: هَذَا أَوانُ ظُهُورِ نُبُوَّتِكَ، و إِعلاَنِ وَحيِكَ، و كَشفِ رِسَالَتِكَ، إِذ أَيَّدتُكَ بِأَخِيكَ و وَزِيرِكَ و صِنوِكَ و خَلِيفَتِكَ و مَن شَدَدتُ بِهِ أَزرَكَ، و أَعلَيتُ بِهِ ذِكرَكَ.» ⚡ «و به تحقیق حبیبم جبرئیل در هنگام ولادت علی فرود آمد و به من گفت: ای حبیب خدا! خداوند به تو سلام میرساند و ولادت برادرت علی را به تو تبریک میگوید، و میفرماید: این زمانِ در آستانهی آشکار شدن پیامبری تو، و اعلام وحی تو، و پردهبرداری از رسالت توست؛ چرا که تو را به وسیله برادرت و وزیرت و همتایت و جانشینت و کسی که پشتت را به او محکم کردم و نامت را به واسطه او بلندآوازه ساختم، یاری نمودم.» 🔻 «فَقُمتُ مُبَادِراً فَوَجَدتُ فَاطِمَةَ بِنتَ أَسَدٍ أُمَّ عَلِيٍّ و قَد جَاءَهَا المَخَاضُ، و هِيَ بَينَ النِّسَاءِ، و القَوابِلُ حَولَهَا، فقال حَبِيبِي جَبرَئِيلُ: يا مُحَمَّدُ، أَسجِف بَينَهَا و بَينَكَ سِجفاً، فَإِذَا وَضَعَت بِعَلِيٍّ فَتَلَقَّهُ. فَفَعَلتُ مَا أُمِرتُ بِهِ...» ⚡ «پس شتابان برخاستم و فاطمه بنت اسد، مادر علی را یافتم در حالی که درد زایمان او را فرا گرفته بود، و او در میان زنان بود و قابلهها در اطرافش بودند. پس حبیبم جبرئیل گفت: ای محمد! میان خود و او پردهای بیاویز، پس هرگاه علی را به دنیا آورد او را در آغوش بگیر. پس آنچه را دستور یافته بودم انجام دادم...» 🔹

