🕋 ١۰.پیامبر (ص) با جای دادن مهد نوزاد در کنار بستر خود، مقامات امام علی (ع) را در همان روزهای نخست…
انتشار: 2026/06/24 13:40 UTC
🕋 ١۰.پیامبر (ص) با جای دادن مهد نوزاد در کنار بستر خود، مقامات امام علی (ع) را در همان روزهای نخست بیان نمودند:«فَتَضاعَفَ ابتِهاجُهُ بِهِ، (وَ تَمامُ مَسَرَّتِهِ)، و أمَرَها أن تَجعَلَ مَهدَهُ بِجانِبِ فِراشِهِ. فَکانَ یَلِی أکثَرَ تَربِیَتِهِ و یُراعِیهِ فی نَومِهِ و یَقظَتِهِ، و یَحمِلُهُ عَلَی صَدرِهِ، و یَکتُفُهُ بِکَتِفِهِ، و یُحسِنُ بِلَطائفِهِ و تُحَفِهِ، و یَقُولُ»: «هذا أخی، و وَزیری، و صَفِیّی، و خَلیفَتی، و ناصِری، و وَصِیّی» (غرر الأخبار، ج ۱، ص ۱۱۶) hadith.inoor.ir/hadith/72983 🔹 🔸[ادامه متن حدیث پنجم]: 🔻«ثُمَّ قال لِي: اُمدُد يَدَكَ يا مُحَمَّدُ، فَإِنَّهُ صَاحِبُكَ اليَمِينُ. فَمَدَدتُ يَدِي نَحو أُمِّهِ، فَإِذَا بِعَلِيٍّ مَائِلاً علی يَدَيَّ، واضِعاً يَدَهُ اليُمنَی في أُذُنِهِ اليُمنَی و هُو يُؤَذِّنُ، و يُقِيمُ بِالحَنِيفِيَّةِ، و يَتَشَهَّدُ بِوَحدَانِيَّةِ اللهِ (عزوجل)، و بِرِسَالتی» ⚡«سپس [جبرئیل] به من گفت: دستت را دراز کن ای محمد، که همانا او یارِ دست راستِ توست. پس دستم را به سوی مادرش دراز کردم، که ناگهان علی (ع) را دیدم که بر روی دستانم متمایل گشت، در حالی که دست راستش را بر گوش راستش نهاده بود و اذان میگفت، و بر دین حنیف اقامه میگفت، و به یگانگی خداوند (عزوجل) و به رسالت من گواهی میداد» 🔻«ثُمَّ اِنثَنَی إِلَيَّ، و قال: السَّلاَمُ عَلَيكَ يا رَسُولَ اللهِ، أَقرَأُ يا أَخِي؟ [فَقُلتُ: اِقرَأ] فَو الذی نَفسِي بِيَدِهِ لَقَدِ اِبتَدَأَ بِالصُّحُفِ التی أَنزَلَهَا اللهُ (عزوجل) علی آدَمَ (علیه السلام) فَقَامَ بِهَا شَيثٌ، فَتَلاَهَا مِن أَوَّلِ حَرفٍ فيهَا إلی آخِرِ حَرفٍ فيهَا، حَتَّی لَو حَضَرَ بِهَا شَيثٌ لَأَقَرَّ لَهُ بِأَنَّهُ أَحفَظُ لَهَا مِنهُ» ⚡«سپس رویش را به سوی من برگرداند و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا، آیا بخوانم ای برادرم؟ [پس گفتم: بخوان]. پس سوگند به کسی که جانم در دست اوست، قطعاً به صحیفههایی که خداوند (عزوجل) بر آدم (علیه السلام) نازل کرده بود و [فرزند و وصیاش] شیث (علیه السلام) به آنها قیام کرده بود آغاز نمود، پس آنها را از اولین حرف تا آخرین حرفش تلاوت کرد، تا جایی که اگر شیث(ع) در آنجا حضور داشت، برای او اقرار میکرد که وی از او به آن صحیفهها آشناتر و حافظتر است» 🔻«ثُمَّ صُحُفِ نُوحٍ (علیه السلام)، ثُمَّ صُحُفِ إِبرَاهِيمَ (علیه السلام)، ثُمَّ قَرَأَ تَورَاةَ مُوسَی (علیه السلام) حَتَّی لَو حَضَرَهُ مُوسَی(ع) لَأَقَرَّ بِأَنَّهُ أَحفَظُ لَهَا مِنهُ، ثُمَّ قَرَأَ زَبُورَ دَاوُدَ (علیه السلام) حَتَّی لَو حَضَرَهُ دَاوُدُ (ع) لَأَقَرَّ بِأَنَّهُ أَحفَظُ لَهَا مِنهُ، ثُمَّ قَرَأَ إِنجِيلَ عِيسَی (علیه السلام) حَتَّی لَو حَضَرَهُ عِيسَی (ع) لَأَقَرَّ بِأَنَّهُ أَحفَظُ لَهَا مِنهُ» ⚡«سپس صحیفههای نوح (علیه السلام)، سپس صحیفههای ابراهیم (علیه السلام) [را خواند]، سپس تورات موسی (علیه السلام) را خواند تا جایی که اگر موسی حاضر بود اقرار میکرد که او حافظتر از وی به آن است، سپس زبور داوود (علیه السلام) را خواند تا جایی که اگر داوود (علیه السلام) حاضر بود اقرار میکرد که او حافظتر از وی به آن است، سپس انجیل عیسی (علیه السلام) را خواند تا جایی که اگر عیسی (علیه السلام) حاضر بود اقرار میکرد که او حافظتر از وی به آن است» 🔻«ثُمَّ قَرَأَ القُرآنَ الذی أَنزَلَ اللهُ تعالی عَلَيَّ مِن أَوَّلِهِ إلی آخِرِهِ، فَوَجَدتُهُ يَحفَظُ كَحِفظِي لَهُ السَّاعَةَ، مِن غَيرِ أَن أُسمِعَ لَهُ آيَةً، ثُمَّ خَاطَبَنِي و خَاطَبتُهُ بِمَا يُخَاطَبُ الأنبياءُ و الأوصياءُ، ثُمَّ عَادَ إلی حَالِ طُفُولِيَّتِهِ، و هَكَذَا أَحَدَ عَشَرَ إِمَاماً مِن نَسلِهِ [كُلٌّ] يَفعَلُ في وِلاَدَتِهِ مِثلَ مَا يَفعَلُ الأنبياءُ» ⚡«سپس قرآنی را که خداوند متعال بر من نازل کرده است از ابتدا تا انتهایش خواند، پس او را یافتم که همچون حفظ بودنِ من در همین لحظه آن را حفظ است، بدون آنکه حتی یک آیه برایش خوانده باشم. سپس مرا مورد خطاب قرار داد و من او را مورد خطاب قرار دادم بدانگونه که پیامبران و اوصیاء با هم سخن میگویند. سپس به حالت کودکیاش بازگشت، و اینگونه است یازده امام از نسل او که [هر یک] در هنگام ولادتش همان کاری را میکند که پیامبران انجام میدهند.» 🔻«فَلَم تَحزَنُونَ؟ و مَاذَا عَلَيكُم مِن قَولِ أَهلِ الشَّكِّ و الشِّركِ بِاللهِ تعالی؟ هَل تَعلَمُونَ أَنِّي أَفضَلُ النَّبِيِّينَ، و أَنَّ وَصِيِّي أَفضَلُ الوَصِيِّينَ، و أَنَّ أَبِي آدَمَ (علیه السلام) لَمَّا رَأَی اِسمِي و اِسمَ عَلِيٍّ و اِسمَ اِبنَتِي فَاطِمَةَ و الحَسَنِ و الحُسَينِ و أَسمَاءَ أَولاَدِهِم مَكتُوبَةٌ علی سَاقِ العَرشِ بِالنُّورِ قال: إِلَهِي و سَيِّدِي، هَل خَلَقتَ خَلقاً هُو أَكرَمُ عَلَيكَ مِنِّي؟»

