⭕️فشار نظامی آمریکا، وضعیت پیشین تنگه هرمز را احیا نمیکند/ اهرم بازدارندگی ایران، توان هدف قرار دا…
انتشار: 2026/07/09 07:46 UTC
⭕️فشار نظامی آمریکا، وضعیت پیشین تنگه هرمز را احیا نمیکند/ اهرم بازدارندگی ایران، توان هدف قرار دادن زیرساختهای راهبردی منطقه است✍️اسفندیار باتمانقلیچ، تحلیلگر روابط بینالملل در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:🔹بحث بر سر اینکه آیا ایران «کنترل تنگه هرمز» را در اختیار خواهد داشت یا نه، در واقع پوششی برای یک واقعیت است؛ اینکه ایران نشان داده توانایی نفوذ مؤثر و قابل اتکا به سامانههای پدافند هوایی منطقه را دارد. به همین دلیل، عجیب است که ایده دریافت «هزینه خدمات» در تنگه هرمز تا این اندازه شتابزده و واکنشی از سوی طرف مقابل ایران رد میشود.🔹وی افزود: اگر نگرانی اصلی، کنترل ایران بر گلوگاههای راهبردی است، مسئله واقعی تسلط ایران بر یک محدوده کوچک آبی نیست؛ بلکه توانایی این کشور برای مختل کردن یا آسیب رساندن به هر سازه، تأسیسات یا مجموعهای است که از نظر راهبردی در منطقه اهمیت حیاتی دارد؛ آن هم با استفاده از سامانههای تسلیحاتی که تضعیف آنها با هیچ اقدامی کمتر از یک تهاجم تمامعیار امکانپذیر نیست. صرفاً با توجه به توانمندیهای نظامی ایران و گستره اهداف موجود، در خلیج فارس دهها و حتی صدها گلوگاه وجود دارد که ایران قادر به هدف قرار دادن آنهاست.🔹به گفته این تحلیلگر، این، اهرم واقعی ایران است. تأثیر کنونی بر تجارت دریایی تا حد زیادی جنبهای فرعی و تبعی دارد. حملات اخیر بر کشتیها متمرکز بوده، زیرا آنها خارج از قلمرو سرزمینی کشورها قرار دارند؛ به این معنا که ایران میتواند ضمن مدیریت سطح تنش، تواناییهای بنیادین خود را به طرفهای مقابل یادآوری کند.🔹باتمانقلیچ ادامه داد: با در نظر گرفتن واقعیتهای نظامی، اینکه ایران تنها بر سطحی عمدتاً نمادین از «کنترل اداری» بر تنگه هرمز اصرار دارد، در واقع برای مذاکرهکنندگان آمریکایی و کشورهای منطقه یک فرصت است. با توجه به نحوه پیشرفت جنگ و میزان اهرمهایی که ایران همچنان در اختیار دارد، این خواستهای محدود و متواضعانه محسوب میشود. بنابراین این پرسش مطرح است که چرا ایران خواستههای بیشتری را مطرح نمیکند؟🔹وی ادعا کرد: رهبران ایران از آسیبپذیریهای راهبردی خود آگاه هستند. آنها به دنبال راهی برای خروج از چرخه خشونتاند و از این رو میکوشند مسئله برتری پس از جنگ را به یک سازوکار نهادی و فنی تبدیل کنند؛ سازوکاری که از نظر تئوریک میتواند به سطح منطقهای نیز گسترش یابد. این رویکرد، متعلق به کشوری است که میداند در جنگ پیروز نشده اما در عین حال میداند که اجازه نداده متجاوزانش نیز به پیروزی دست یابند.🔹این تحلیلگر افزود: همانگونه که متن یادداشت تفاهم (MOU) به روشنی نشان میدهد، رهبران ایران در پی احیای جایگاه حاکمیت و امنیت ایران هستند؛ از جمله از طریق ترتیبات منطقهای. از این منظر، موضوع کنترل تنگه هرمز یک آزمون است. اگر کشورهای منطقه یا دولتهای غربی حتی تحمل آن را ندارند که ایران ــ احتمالاً با مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس ــ مبلغی اسمی از کشتیها به عنوان عوارض دریافت کند، در این صورت بهسختی میتوان از وجود مسیری واقعی برای عادیسازی روابط سخن گفت. تاکنون، همه طرفها در این آزمون مردود شدهاند.🔹وی خاطرنشان کرد: در زمینه ایجاد سازوکارهای نهادی برای شکستن چرخههای درگیری، نمونههای تاریخی متعددی وجود دارد. در سال ۱۹۵۰، اعلامیه شومان پیشنهاد کرد که تمامی تولید زغالسنگ و فولاد فرانسه و آلمان تحت یک مرجع عالی مشترک و در چارچوب سازمانی قرار گیرد که مشارکت سایر کشورهای اروپایی نیز در آن امکانپذیر باشد.🔹باتمانقلیچ در پایان نوشت: اداره مشترک تنگه هرمز میتواند برای هشت کشور ساحلی خلیج فارس همان نقشی را ایفا کند که جامعه زغالسنگ و فولاد اروپا برای اروپای پس از جنگ ایفا کرد. چنین سازوکاری این فرصت را فراهم میآورد که همکاری منطقهای بر سر یک گذرگاه تجاری حیاتی، در قالب نهادهای مشترک سامان یابد؛ امری که میتواند اعتمادسازی کرده و زمینهساز همکاریهای گستردهتر در منطقه شود.🔹وی تأکید کرد: «هزینه هرمز» بهایی اندک برای دستیابی به فرصتی جهت برقراری صلح است./ جهان دیپلماسی@samassoumi