فارن افرز مطرح کرد؛⭕️جنگ آمریکا عیله ایران، آزمون نقشآفرینی چین در خلیج فارس؛ چرا پکن کنار ایستا…
انتشار: 2026/07/26 12:38 UTC
فارن افرز مطرح کرد؛⭕️جنگ آمریکا عیله ایران، آزمون نقشآفرینی چین در خلیج فارس؛ چرا پکن کنار ایستاد؟🔹جنگ اخیر ایران و آمریکا، نگاه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به موازنه قدرت در منطقه را دستخوش تغییر کرده است. اگر تا پیش از این بسیاری از دولتهای عربی امیدوار بودند که با گسترش حضور اقتصادی چین، پکن به تدریج نقش پررنگتری در تامین امنیت منطقه ایفا کند، اکنون این تصور تا حد زیادی رنگ باخته است.🔹چین طی سالهای گذشته به بزرگترین شریک تجاری کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تبدیل شده است. حدود ۳۶ درصد واردات نفت خام چین از این کشورها تامین میشود و حجم مبادلات دو طرف در سال ۲۰۲۴ به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که از مجموع تجارت این کشورها با آمریکا و اتحادیه اروپا نیز فراتر رفت. همین وابستگی اقتصادی باعث شده بود دولتهای عربی انتظار داشته باشند پکن برای حفاظت از منافع خود، از نفوذش بر ایران برای مهار تنشها استفاده کند.🔹این انتظار با نقش چین در احیای روابط دیپلماتیک ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ تقویت شد. توافق ۲۵ ساله همکاری تهران و پکن و میانجیگری چین میان تهران و ریاض این تصور را ایجاد کرده بود که پکن به تدریج به یکی از بازیگران امنیتی خلیج فارس تبدیل خواهد شد.🔹اما جنگ اخیر نشان داد چین تمایلی به پذیرش چنین نقشی ندارد. به نوشته فارن افرز، پکن نه در برابر حملات ایران به اهداف منطقهای از نفوذ خود برای مهار تهران استفاده کرد و نه حاضر شد مسئولیت بیشتری در تامین امنیت خلیج فارس برعهده بگیرد. حتی در جریان حملات حوثیها به کشتیهای تجاری در دریای سرخ نیز چین به جای اعمال فشار بر ایران، صرفاً امنیت کشتیهای دارای پرچم چین را از طریق توافقی جداگانه تامین کرد.🔹در جریان بحران اخیر نیز برخی کشورهای عربی از مواضع چین ناامید شدند. گزارشهایی درباره مخالفت پکن با ایجاد سازوکار بینالمللی حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز و همچنین ادعاهایی درباره همکاری برخی شرکتهای چینی در ارائه اطلاعات جغرافیایی به ایران، این نگرانی را افزایش داد که چین حاضر نیست برای امنیت شرکای عرب خود هزینه سیاسی بپردازد.🔹از نگاه نویسنده، این رفتار بیش از آنکه ناشی از حمایت از ایران باشد، ریشه در راهبرد سنتی سیاست خارجی چین دارد. پکن طی سالهای گذشته همواره تلاش کرده از ورود مستقیم به منازعات امنیتی خاورمیانه پرهیز کند و مسئولیتهای پرهزینه نظامی را نپذیرد. جنگ اخیر نیز این رویکرد را تقویت کرده است.🔹در نتیجه، کشورهای عربی اکنون با یک واقعیت دشوار روبهرو هستند؛ آمریکا همچنان تنها قدرتی است که توانایی تامین امنیت منطقه را دارد، اما همان کشوری نیز هست که اقداماتش میتواند به بیثباتی بیشتر منجر شود. از همین رو، کشورهای شورای همکاری مسیرهای متفاوتی را دنبال میکنند.🔹عمان و تا حدودی عربستان به دنبال ایجاد یک نظم امنیتی منطقهای با مشارکت کشورهای خلیج فارس، ایران و عراق هستند تا وابستگی خود به آمریکا را کاهش دهند. در مقابل، کشورهایی مانند بحرین، امارات و کویت بیش از گذشته به واشنگتن نزدیک شدهاند، هرچند همزمان در حال تقویت توان دفاعی خود و گسترش همکاریهای امنیتی با کشورهایی مانند ترکیه و پاکستان نیز هستند.🔹در عین حال، این تحول به معنای کاهش روابط اقتصادی چین با منطقه نیست. انرژی همچنان محور اصلی همکاری دو طرف باقی خواهد ماند و علاوه بر آن، سرمایهگذاری در حوزههایی مانند انرژیهای تجدیدپذیر، فناوری، هوش مصنوعی، رباتیک، کشاورزی هوشمند و زیرساختها نیز ادامه خواهد یافت. چین همچنان سرمایه، فناوری و بازار مورد نیاز کشورهای عربی را در اختیار دارد، اما دیگر به عنوان یک ضامن امنیتی دیده نمیشود.🔹جنگ اخیر شکاف میان نقش اقتصادی و نقش امنیتی چین در خاورمیانه را آشکارتر از گذشته کرده است. پکن همچنان شریک اصلی تجاری کشورهای عربی باقی خواهد ماند، اما حاضر نیست هزینههای امنیتی حفاظت از خلیج فارس را بپردازد. از این رو، روابط چین و کشورهای عربی بیش از پیش بر منافع اقتصادی استوار خواهد بود، نه بر تعهدات امنیتی؛ واقعیتی که دولتهای عربی را ناگزیر کرده است برای تامین امنیت خود، همچنان به آمریکا یا ائتلافهای منطقهای جدید تکیه کنند./ جهان دیپلماسی@samassoumi

