چین و انرژی های تجدیدپذیر ( بخش دوم) قدرت طاهری – پژوهشگر اقتصاد انرژیهای تجدید پذیرچین طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر انجام داده و ظرفیت تولید این منابع را به میزان قابلتوجهی افزایش داده است. در نتیجه، این کشور به یکی از بازیگران اصلی جهان در زمینه سیاستگذاری، توسعه فناوری و تأمین مالی انرژیهای پاک تبدیل شده است. یکی از عوامل مؤثر در این روند، شکلگیری چارچوبهای مناسب برای تأمین مالی سبز و حمایت نهادهای مالی، از جمله بانک مرکزی، از پروژههای مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر بوده است. در کنار این اقدامات، تفاوتهای منطقهای چین از نظر برخورداری از منابع انرژی، سطح توسعه اقتصادی و میزان شهرنشینی نیز در برنامهریزی انرژی مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل، الگوی توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در استانها و شهرهای مختلف چین یکسان نیست و ویژگیهای هر منطقه در انتخاب و استقرار فناوریهای انرژی نقش دارد.سیاستهای انرژی چین عمدتاً در قالب برنامههای میانمدت و بلندمدت توسعه کشور تدوین میشوند و اجرای آنها به همکاری میان نهادهای مرکزی و دولتهای محلی نیاز دارد. در این نظام، برای دستگاههای اجرایی اهداف مشخصی تعیین میشود و عملکرد آنها نیز از طریق سازوکارهای ارزیابی و نظارت مورد بررسی قرار میگیرد. این شیوه حکمرانی موجب شده است سیاستهای انرژی از سطح ملی تا سطح محلی دنبال شوند و میان برنامههای دولت مرکزی و نیازهای مناطق مختلف هماهنگی بیشتری ایجاد شود. با وجود این، بررسی دادههای استانی نشان میدهد که وضعیت مصرف و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در همه مناطق مشابه نیست. بنابراین، هنگام بررسی تقاضای انرژی در سطح شهرها و شهرستانها باید تفاوتهای اداری، اقتصادی و جغرافیایی و همچنین محدودیتهای موجود در دادههای آماری را در نظر گرفت. بیتوجهی به این عوامل ممکن است موجب شود نتایج مطالعات منطقهای با خطای قابلتوجه همراه شود.توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در چین را نمیتوان جدا از سیاستهای کلان این کشور در زمینه توسعه اقتصادی، امنیت انرژی و حفاظت از محیطزیست بررسی کرد. طی چند دهه گذشته، دولت چین در اسناد برنامهریزی و سیاستگذاری خود بر کاهش وابستگی به منابع آلاینده، افزایش بهرهگیری از منابع پاک و تأمین پایدار انرژی تأکید کرده است. در اسناد شورای دولتی درباره سیاست انرژی چین، از انرژی بهعنوان یکی از پایههای مهم توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرایند نوسازی کشور یاد شده است. در همین راستا، سیاستگذاری انرژی تلاش کرده میان سه هدف مهم، یعنی حفظ رشد اقتصادی، تأمین امنیت انرژی و کاهش پیامدهای زیستمحیطی، توازن ایجاد کند.در این میان، توسعه انرژیهای نو و تجدیدپذیر جایگاه ویژهای در برنامههای انرژی چین پیدا کرده است. دولت علاوه بر تلاش برای پاکتر کردن مصرف انرژیهای فسیلی، توسعه منابع جدید انرژی را نیز دنبال کرده است. حمایت از سرمایهگذاری، توسعه فناوری، افزایش ظرفیت تولید و گسترش زیرساختهای مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر از جمله اقداماتی بوده که در این مسیر انجام شده است. مجموعه این سیاستها به تدریج زمینه لازم را برای رشد صنایع مرتبط با انرژی خورشیدی، بادی و سایر منابع تجدیدپذیر فراهم کرده است.انرژی بادی یکی از مهمترین نمونههای موفق توسعه انرژی تجدیدپذیر در چین است. دولت این کشور از سالها پیش توسعه نیروگاههای بادی را در دستور کار قرار داده و در دوره برنامه پنجساله دوازدهم، سرمایهگذاری در این بخش شتاب بیشتری گرفت. علاوه بر توسعه نیروگاههای بادی خشکی، توجه به ظرفیتهای بادی فراساحلی نیز افزایش یافت. همزمان، ارتقای فناوری توربینها، بهبود استانداردهای تجهیزات و تقویت سامانههای نظارت و کنترل نیز دنبال شد. هدف اصلی این سیاستها تنها افزایش ظرفیت نصبشده نبود، بلکه چین تلاش کرد توانایی فناورانه و صنعتی خود را نیز در این حوزه تقویت کند. سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و ایجاد ظرفیت تولید داخلی، نقش مهمی در کاهش هزینهها و افزایش توان رقابتی صنعت باد این کشور داشته است.تحولات انرژی چین بخشی از تغییرات گستردهتر در سیاست صنعتی و اقتصادی این کشور نیز به شمار میرود. چین در سالهای اخیر تلاش کرده است از اتکای صرف به تولید صادراتمحور فاصله بگیرد و ظرفیتهای خود را در حوزههایی مانند تحقیق و توسعه، تولید پیشرفته و خدمات تخصصی افزایش دهد. ارتقای رقابتپذیری صنایع داخلی و حضور مؤثرتر در بازارهای جهانی، از اهداف مهم این سیاست بوده است. توسعه مراکز مالی و تجاری، بهویژه در شهرهایی مانند شانگهای، نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. این تحولات با صنعت انرژیهای تجدیدپذیر ارتباط نزدیکی دارند؛ زیرا توسعه این صنعت به سرمایه، فناوری، تجهیزات، بازارهای بینالمللی و زنجیرههای تأمین گسترده نیاز دارد.بخش اول