درد یعنی که ترک بر تن دیوار شدنمثل دل بستن و لب بستن و بیمار شدندرد یعنی بدوی پشت سر خاطره هاتخسته…
انتشار: 2026/07/04 17:30 UTC
درد یعنی که ترک بر تن دیوار شدنمثل دل بستن و لب بستن و بیمار شدندرد یعنی بدوی پشت سر خاطره هاتخسته در پیچ و خم خاطره تکرار شدنهق هق گریه شود بغض، بگیرد نفست شانه ات خم شود از این همه آزار شدنتا سحر در دل کابوس فقط بودن و بعدغرق آشفتگی و دلهره بیدار شدندرد یعنی بدوی دست به دستش نرسداز خودت از همه از فاصله بیزار شدندرد یعنی همه ی قافیه ها تنگ شوند بین صد حرف به دل مانده گرفتار شدنشاعری باشی و یک شعر به دادت نرسدهی غزل گفتن و هی گفتن و انکار شدن#علی_نیاکوئی_لنگرودی.
