گفتم ای دل که مَشو یاور و غمخوار کسیعاشق روی گلی ؛ خسته و بیمار کسی گفته بودم که دگر بهر کسی اشک نر…
انتشار: 2026/08/09 11:57 UTCدریافت: 2026/08/09 14:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 14:55 UTC
گفتم ای دل که مَشو یاور و غمخوار کسیعاشق روی گلی ؛ خسته و بیمار کسی گفته بودم که دگر بهر کسی اشک نریزجان نده از غم و در حسرت دیدار کسی روز وشب خنده به لب داشتی اماچه شدی؟غرق غم بودی و یک عمر گرفتار کسیبارها خون شدی و زخم زبانها خوردیهرگز اما نشدی خسته ز رفتارِ کسیخوب بودی و شکستی و سزایت این بودتا تو باشی نشوی رونقِ بازارِ کسیدر دیاری که در آن دل شده ابزار هَوسکاش هرگز نَشَوی تشنه ی دیدارِ کسیجان بده از غم تنهائی ات اما ؛ ای دلبشنو این پند و نشو محرم اسرار کسیمهدی_آهی.
