سهمِ قلبم بعد تو، دلشورهی بسیار شد..حال و روزم گريه و شبنالههای زار شد..رفت از باغم بهار و بی صدا آمد خزان..غنچهام پژمرد و خشکید و اسیر خار شد..از لب بامِ دلم حتی خیالت پر کشید..همدم تنهاییام خشت و گِل دیوار شد..بغضهایم درگلو زنجیری از دردوسکوت..آسمان چشمهایم ابری و نمدار شد..آنقدر از تو نوشتم در میان دفترم..از ردیف غصههایم هر غزل طومار شد..قاب عکس یاد تو بر روی پلک خاطرات..انعکاسش در میان اشکهایم تار شد..همزمان با قلبِ بیمارم میان هر تپش..ذکر نامت بر لبم نجوای طوطیوار شد..راز ناآرامیِ دل را نمیفهمم ولی..چارهی این بیقراریها طناب دار شد..گفته بودم بعد تو از غصه میمیرد دلم..گفتم و باور نکردی، مرگِ دل تکرار شد..با من از حال و هوای عاشقی دیگر مگو..چون دلم از عشق و از دلدادگی بیزار شد..نگار_حسینی.
عشق یعنی در کنارش حس آرامـــــش کنی بوسه را پیوسته ازلبهای اوخواهـــــش کنیعشق یعنی شمع باشی و بسوزی تا سحـــــربا تمام ناز های دلبـــــرت سازش کنی ┄┅┅┄┅✶💔✶┅┄┅┅┄
گر بشود ببینمت چون گل لاله چینمتچون گل لاله چینمت گر بشود ببینمتبینتو نگاهودیده را آن مَه مَهندیده راآن مَه مَهندیده را بینتو نگاهودیده رامنکه خمار روی تو والهبهجستجویتووآلهبهجستجویتو منکه خمار روی تومسترُختنگر مرا دیده شو و ز در درادیده شو و ز در درا مسترُختنگر مرادستبنه بهدستمن ساقی میپرستمنساقی میپرستمن دستبنه بهدستمنتا بهجهان یکی شویم مژدهی تازگی شویممژدهی تازگی شویم تا بهجهان یکی شویم
لالهرخا! سمنبرا! سروِ روان کیستی؟سنگدلا! ستمگرا! آفتِ جانِ کیستی؟تیرقدی، کمانکِشی، زُهرهرُخی و مهوشیجانْت فدا که بس خوشی، جان و جهانِ کیستی؟از گُل سرخ رستهای، نرگس دسته بستهاینرخِ شکر شکستهای، پستهدهانِ کیستی؟ای تو به دلبری سَمَر، شیفتهٔ رُخَت قَمَربسته به کوه بر کمر، مویمیانِ کیستی؟دامنهاده میروی، مست ز باده میرویمشتگشاده میروی، سختکمانِ کیستی؟شهد و شکر، لبانِ تو، جمله جهان، از آنِ تودر عجبم به جانِ تو، تا خود از آنِ کیستی؟🌻👌💜