جدایی لیلی از مجنونبه مناسبت سی و نهمین تلخ یاد فاجعه دهشتناک بمباران شیمیایی سردشت ,شهر صلح و آش…
انتشار: 2026/06/28 04:13 UTC
جدایی لیلی از مجنونبه مناسبت سی و نهمین تلخ یاد فاجعه دهشتناک بمباران شیمیایی سردشت ,شهر صلح و آشتی یاد یاران یار را میمون بود/ خاصه کان لیلی و این مجنون بود.سردشت و میرآباد به درازنای تاریخ, همراە و همدل در غمها و شادیها, دستهای مردانه اشان را مهرورزانه به هم گره زده, برای ایرانی آباد و آبادانی منطقه, سرود عشق، سرافرازی و سرزندگی, سرداده, با هم بالیده اند, به هم نازیده اند و پیوندی ناگسستنی باهم دارند .اخیرا" دستهایی پنهان و اندر پرده,بدون توجه به وضعیت توپولوژی میرآباد، شیبهای تندجنوبی منتهی به جنگلهای پر بار بی نظیر, دره های عمیق در پایین دست شمالی شهر, تراکم جمعیت شهری, عواقب زیانبار تخریب و قلع و قمع جنگل ها، این ریه های کره خاکی, آنرا شهرستان اعلام کرده, در کمال بیرحمی و قساوت, تیغ تیز کم لطفی و بی مهری بر شاهرگ حیات مجنون سرگشته ی زجر دیده ((سردشت)) فرود آورده اند و ناعادلانه لیلای زیبا و طنازش (( میرآباد)) را از او گرفته اند. هر چند سر بزنگار انجمن محترم مصدومان شیمیایی و تنی چند از دلسوزان سردشتی ـــ اجرشان با خدا باد ـــ با درخواست های امضا شده, هشدارهای لازم را به مقام های ذیربط اعلام می نمایند, متاسفانه وقعی ننهاده ، چشم و گوش بسته, دست به کاری می زنندکه خروجی آن صد در صد, ویرانی منطقه را در پی خواهدداشت. در این میان چند نکتە قابل تامل و تدبر است :ـــ اگر قرار بود شهرستانی در جنوب استان به شهرستانهای استان, اضافه شود, نە تنها شهرهای پسوه و جلدیان در پیرانشهر کە هر دو به لحاظ زیر ساخت های شهری, امکان توسعه به ویژه توسعه ی فیزیکی, رشد و بالندگی, نزدیکی به مرکز استان, مراکز صنعتی و تجاری ایران, تراکم جمعیت, برای این امر خیر, در اولویت بودند که شهر باستانی ربط و حتی نلاس زیبا, گزینه های بهتر از میرآباد بودند..ـــ فاصله ی میرآباد تا پیرانشهر بسیار نزدیکتر از میرآباد به سردشت است اما از پیرانشهر دوست داشتنی نە تنها یک روستا به میرآباد واگذار نشده کە تفرجگاە "پردانان" کە قبلا" جگر گوشەی سردشت بودە و حکما" می بایست در اختیار میرآباد قرار می گرفت, آن هم بە پیرانشهر واگذار شدە است! از سوی دیگر تمام روستاهای مسیر میرآباد به نلاس تا بیخ گوش سردشت, بازارچه ی قاسمه رەش, حتی روستاهایی که بازەی زمانی وفاصلەی مکانی آنها به سردشت خیلی نزدیکتر از میرآباد است با بخش عظیمی از روستاهای شهر آفتاب, ربط باستانی و تمامی روستاهای نلاس زیبا را به میرآباد واگذار کرده اند!؟ــــ برای ساخت و توسعه ی زیر ساختهای شهری در میرآباد, راهی جز قلع و قمع دار و درخت و جنگل, این ریه های زمین وجود ندارد بنابراین وظیفه ی انسانی و اسلامی ما حکم می کند که برای حفاظت از زمین و حفظ جان جانوران با همه ی توان بجنگیم, نه این که این سرمایەی خدادادی بازمانده از نیاکانمان را فدای توسعه ی شهری کنیم. امیدوارم طراحان و دست اندر کاران, برای تخریب و نابودی جنگل های منطقه, این بهترین مکان سبز استان وحتی ایران را برای شهرستان انتخاب نکرده باشند! الله اعلمـــــ نکته ی قابل توجه ی دیگر این است, حلبجه به پاسداشت خون شهدا و مصدومان شیمیایی, مرکز استان می شود و تمام امورشان از طریق مرکز انجام می پذیرد, آقایان حضرات در این چند دهه گذشته نه تنها قدمی در جهت رشد و شکوفایی سردشت بر نداشته اند, آنچه را که در آغوش گرمش غنوده و به جان پرورده است, بی انصافانه درین سرای بی کسی, از این مظلوم معصوم گرفته اند. به حرمت خون شهدا و پاسداری از کرامت و منزلت مصدومان شیمیایی, عقلا"و منطقا" سردشت می بایست, دست کم به یک فرمانداری ویژە ارتقا می یافت تا میرآباد و ربط و نلاس در سایه سار مهربانی, عدالت و برکات دولت وفاق ملی روی آرامش و آسایشی به خود می دیدند, نه این که همچون مرغ بی پر و بال به بسمل بیندازند.ـــ سالهای مدیدی از شهرستان شدن سردشت می گذرد دریغ از یک طرح جامع یا طرح تفصیلی شهر, سالهاست با داشتن دهها امتیاز اولویت, برای داشتن یک منطقەی آزادتجاری, اصلاح و تعریض راههای ارتباطی, یک تفرجگاە شایستەی این مردم سینه سوختەی خسته نفس, یک خانەی صلح, یک موزه خانه و آرزوی داشتن یک نماینده برای سردشت, فریاد می زنیم, می نویسیم, طومار جمع می کنیم, نه می بینند و نه می شنوند, اما برای جدایی این پارەی تن سردشت در عرض چند روز از تصویب قوای سه گانه, نهادها و ارگانها ی مملکت می گذرد و اجرایی می شود, راستی می شود مثبت اندیش بود و خوشبینانه به آن نگاه کرد!؟ چنین شهرستانی با چنین فضا و ساختار و تراکم جمعیتی ضرورت داشت !؟ جا داشت با برنامه ریزی دقیق و درست یک کمربند سبز حفاظت شده ی گردشگری, تفریحی, رفاهی, آبی, ...✍عزیز شیخی
