🔴 در زمان شاه، دکلهای برق و تأسیساتی که امروز بهدرستی «زیرساختهای حیاتی کشور» خوانده میشوند، هدف بمبگذاری و خرابکاری گروههای تروریستی اسلامگرا و کمونیست قرار میگرفتند. بخشی از مواد منفجره، تیانتی و آموزشهای لازم نیز از شبکهها و اردوگاههای فلسطینی در لبنان، سوریه و دیگر نقاط منطقه تأمین میشد و به ایران راه مییافت.اما وقتی اعضای همین گروهها بهدلیل مشارکت در عملیات مسلحانه، بمبگذاری، خرابکاری یا عضویت تشکیلاتی بازداشت میشدند، شبکهای تبلیغاتی در خارج از کشور به کار میافتاد. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، رادیو بغداد و دیگر گروهها و رسانههای مخالف شاه در جهان جنجال به راه میانداختند که حکومت، «روشنفکران و دانشجویان بیگناه» را صرفاً به جرم کتابخواندن و فعالیت سیاسی مسالمتآمیز زندانی و شکنجه کرده است.در این دستگاه تبلیغاتی، بمب به «کتاب»، خرابکاری به «فعالیت سیاسی»، آموزش نظامی در اردوگاههای خارجی به «مبارزه آزادیخواهانه» و عضو تشکیلات تروریستی به «دانشجوی بیگناه» تبدیل میشد. آنها نهتنها خشونت خود را پنهان میکردند، بلکه مقابله حکومت با آن خشونت را سند استبداد معرفی میکردند.هنوز هم بخشی از تاریخنگاری پنجاهوهفتی با همین فرهنگ لغت نوشته میشود؛ فرهنگی که درباره زندان و سرکوب با جزئیات سخن میگوید، اما درست در لحظهای که باید توضیح دهد آن افراد چه کرده بودند، ناگهان ساکت میشود.✍بهزاد مهرانی@sarzaminariyai