سعدی » مواعظ » غزلیات »غزل شمارهٔ ۴۲ بر سر آنم که پای صبر در دامن کشمنفس را چون مار خط نهی پیرامن…
انتشار: 2026/07/31 05:08 UTCویرایش: 2026/08/01 00:04 UTCدریافت: 2026/08/07 01:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 01:50 UTC
سعدی » مواعظ » غزلیات »غزل شمارهٔ ۴۲ بر سر آنم که پای صبر در دامن کشمنفس را چون مار خط نهی پیرامن کشمبس که بودم چون گل و نرگس دو روی و شوخ چشمباز یکچندی زبان در کام چون سوسن کشمبس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کشمدتی چون موریانه روی در آهن کشمروح پاکم چند باشم منزوی در کنج خاکحور عینم تا کی آخر بار اهریمن کشملاله در غنچهست تا کی خار در پهلو نهمدوست در خانهست تا کی رطل بر دشمن کشموه که گر با دوست دریابم زمان ماجراخردهای دیگر حریفان را غرامت من کشمسعدی گردن کشم پیش سخندانان ولیکجاودان این سر نخواهد ماند تا گردن کشم 🎤#دکلمه_های_عندلیب@satkani