چاله نوید سیدعلیاکبر هر آدمیزادی در این دنیا، چاله یا چالههایی دارد. و هرکس چالهاش را با چیزی پُ…
انتشار: 2026/08/21 17:14 UTCدریافت: 2026/08/22 00:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 00:38 UTC
چاله نوید سیدعلیاکبر هر آدمیزادی در این دنیا، چاله یا چالههایی دارد. و هرکس چالهاش را با چیزی پُر میکند. بعضیها با اسکناسهای رنگارنگ و سکههای جیرینگجیرینگی بعضی با عکسهایشان روی مجلهها و بیلبوردها بعضی با مهمانیهای شلوغ و غذاهای خوشمزه بعضی…⏫همانطور که اشک میریختم، گفتم: «نپرسم. تو نباید بگی؟»چاله گفت: «عزیزم! عزیز دلم! من از خودم صدایی ندارم. الان هم که با تو حرف میزنم صدای خودته که توی من میپیچه و جوابت رو میده. من صدایی نداشتم که تمام این سالها باهات صحبت کنم.» و من غمگینتر شدم. انگار شمعی بودم که تا آخر سوخته بود و پِت پِت میکرد. سرم را در چاله کردم و گفتم: «من دیگه خسته شدم.»چالهام پرسید: «از چی؟»گفتم: «از تو... و از خودم. نمیخوام دیگه چالهی من باشی.»چاله گفت: «نمیتونم عزیزم! من چالهی تو هستم و خواهم بود.»گفتم: «باشه. پس من پُرت میکنم.»و خودم را در چالهام انداختم. همه و هرچیزی را که بودم در چالهام انداختم. در سیاهیهای چالهام گم شدم و پایین رفتم. پایین و پایینتر. و از سرزمینی دیگر سر در آوردم.سرزمینی عجیب و ناشناخته تمام چیزهایی را که در چالهام انداخته بودم آنجا بود. از اسب چوبیامتادختری که به او دل بسته بودم. چالهام هم بود.و من این طرف چاله بودم.چالهای که تَه نداشتو من میدانستم که همیشه هست.چرا که چالهی خودم بودو میدانستم که هیچوقت پُر نخواهد شد... نویدآبان ۹۷@SazoChakameoKetab☘🌿🍂☘🌿🍂☘🌿🍂
