واقعیت این است که با تمام سختی و مشکلات و به هر تلاش و تاوانی که بود، کسب و کارم را به راه انداختم…
انتشار: 2026/06/23 05:27 UTC
واقعیت این است که با تمام سختی و مشکلات و به هر تلاش و تاوانی که بود، کسب و کارم را به راه انداختم و ناگهان همهی دوستانم، دشمنانم شدند! به چشم میدیدم کسانی که زمانی ادعا داشتند که جان میدهند اگر خاری بهپای من برود و بعد از آن، شمشیر شدند وسط قلبم! تا پیش از آن مرهم بودند و حالا زخم شدهبودند، بیرحمانه، گستاخانه، فلجکننده، عمیق؛ آنهم زمانی که لبهی تیغ ایستادهبودم و جایی برای زخم و آسیب تازهای نداشتم!!!تنها شدهبودم و رنج بزرگی بود اینهمه خسته بودن و اینهمه از همه قطع امید کردن و به هیچکس اعتمادی نداشتن!رنج بزرگی بود اینکه مطمئن شدهباشی در جهان هیچکس از رشد و موفقیت تو و حتی از اقدام به موفقیت تو خوشحال نمیشود و آدمها را نمیتوان شناخت، مگر به لبهی پرتگاه برسی.رنج بزرگی بود بیش از همیشه زخمی و آزرده بودن و بیش از همیشه دلگرم نبودن و بیش از همیشه آسیبپذیر شدن و بیش از همیشه هیچکس را -مطلقا هیچکس را- نداشتن!@sedaye_mehrabani🎈

