خوانش استراتژیک خونخواهی رهبر شهید تا افق امت‌واحدهسمیه چیتینویسنده و نظریه پرداز روابط بین المللخون‌خواهی نه یک خواسته شخصی بلکه «خواست مطلق ملی» و یک تکلیف مقدس است. خون‌خواهی به عنوان ابزاری برای انسجام ملی و نمایش قدرت عمل می‌کند. برگزاری باشکوه آیین‌های تشییع به عنوان «نمایش قدرت ملی و توان بازدارندگی» تعبیر می‌شود.راهبردهای مهم خونخواهی شامل موارد ذیل است:۱. راهبرد کلان اول: «کشتن قاتلان» به مثابه «بی‌ثبات‌سازی داخلی آمریکا و اسرائیل». انتقال جبهه نبرد به عمق استراتژیک دشمن: به جای دفاع از مرزها، هزینه‌های امنیتی را به داخلِ خاکِ آمریکا (پایگاه‌ها، منافع، و حتی شهروندانِ آنها) و اسرائیل منتقل می‌کند. این یعنی جنگِ روانیِ معکوس؛ جایی که مردم و نخبگانِ آن کشورها احساس می‌کنند دیگر «پناهگاهی امن» ندارند.. افزایشِ هزینه‌هایِ نگهداریِ امپراتوری: وقتی پایگاه‌های آمریکا در منطقه (و حتی فراتر از آن) به هدفی دائمی برای حملات تبدیل شوند، هزینهٔ حضورِ نظامیِ آمریکا در خاورمیانه از صرفهٔ اقتصادی و سیاسی خارج شده و فشارِ افکار عمومیِ داخلیِ آمریکا برای خروج از منطقه تشدید می‌شود (بی‌ثباتیِ سیاسیِ داخلی).۲. راهبرد کلان دوم: «ایجاد بلوک دادخواهی» به مثابه «مرجعیتِ تعریف عدالت». شکستنِ انحصارِ حقوق بین‌الملل: با تشکیلِ پرونده‌هایِ حقوقیِ موازی و بهره‌گیری از افکار عمومیِ کشورهایِ مستقل (جهانِ جنوب)، این بلوک مشروعیتِ اقداماتِ تلافی‌جویانه را نه به عنوان «انتقام»، بلکه به عنوان «اجرایِ حدِّ الهیِ قصاص در سطحِ بین‌المللی» توجیه می‌کند.. گفتمانِ انقلاب اسلامی، ماهیتاً فرامرزی است. رهبرِ شهید، فقط رهبرِ ایران نیست؛ بلکه «امامِ امت» و نمادِ مقاومتِ جهانیِ در برابرِ استکبار محسوب می‌شود. از نگاهِ جبههٔ مقاومت (حزب‌الله، انصارالله، حماس و...) و حتی بسیاری از آزادی‌خواهانِ جهان، این جنایت، جنایت علیه «ارادهٔ بشریِ عدالت‌خواه» است..خون‌خواهیِ مردمی، با عبور از مرزهایِ جغرافیایی، «همبستگیِ مبتنی بر ترومایِ مشترک» را جایگزینِ «همبستگیِ مبتنی بر تابعیت» می‌کند. مسلمانی در لبنان، شیعه‌ای در بحرین، یا حتی یک آزادی‌خواهِ غیرمسلمان در آمریکایِ لاتین، خود را به دلیلِ «مظلومیتِ مشترک»، عضوی از این شبکه می‌داند. این همان تولدِ دوبارهٔ «امتِ واحده» است؛ نه بر اساسِ نژاد یا زبان، بلکه بر اساسِ «عدالت‌خواهیِ فعال».. جایگزینیِ رویه‌ها: به جایِ انتظار برایِ رأیِ شورایِ امنیت، این شبکه، «عدالتِ میدانی» را اجرا می‌کند (مثلاً تحریم‌هایِ مردمی علیه کالاهایِ اسرائیلی، یا حملاتِ سایبریِ خودجوش توسطِ هکتیویست‌ها، یا اقدام به ترور). این یعنی یک «نظمِ موازی» در حالِ شکل‌گیری است که قواعدِ خود را می‌نویسد.۳. راهبرد کلان سوم: امنیتِ مشارکتی (به‌جایِ امنیتِ امانیِ ناتو). هم‌ذات‌پنداریِ عاطفی: تماشایِ تصاویرِ تشییعِ باشکوهِ رهبرِ شهید ایران، برایِ یک جوانِ فلسطینی یا لبنانی، یادآورِ مظلومیتِ تاریخیِ خودِ اوست. این هم‌ذات‌پنداری، مرزها را در هم می‌شکند.. تضمینِ تداومِ انقلاب: این مدل امنیتی تضمین می‌کند که حتی اگر تمامِ نهادهایِ رسمی هدفِ حمله قرار گیرند، روحیهٔ ایستادگی در کوچه و خیابان و پایگاه‌هایِ مردمی باقی می‌ماند که هزینهٔ اشغال یا سلطه را برای دشمن به مراتب بالاتر از هر جنگِ متعارفی می‌کند.جمع‌بندی:در چنین فضایی، خون‌خواهیِ رهبرِ شهید، از یک واکنشِ دفاعی، به «موتورِ محرکهٔ یک انقلابِ جهانیِ علیهِ نظمِ ستم‌آمیزِ موجود» تبدیل می‌شود. این انقلاب، نه با کلاشینکف، که با «حضورِ میلیونیِ مردمیِ معترض به ظلم» در سراسرِ جهان، نظمِ نوینِ خود را تحمیل خواهد کرد؛ نظمی که در آن، «امتِ واحده» به مثابهٔ یک «ابَر-شبکهٔ امنیتی-سیاسی»، جایگزینِ نظامِ دولت‌محورِ وستفالیایی خواهد شد.