#حضرت_ام_البنین #مرثیه_حضرت_ام_البنین نشستم روی خاکِ آرزوهایمبغل کردم خیالی از مزارت رااگر چه قابِ…
انتشار: 2021/01/27 03:43 UTCدریافت: 2026/08/18 16:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:11 UTC
#حضرت_ام_البنین #مرثیه_حضرت_ام_البنین نشستم روی خاکِ آرزوهایمبغل کردم خیالی از مزارت رااگر چه قابِ این خاک از تنت خالیستنسیم آورده از مقتل غبارت رااگر سوسوی چشمان ترم کم شداگر تسبیحِ تربت خیسِ اشکم شدنشستم میشمارم با نفسهایمشمارِ زخمهای بیشمارت راشنیدم پَر زدی دستت زمین افتادتو بالا رفتی و امالبنین افتادبه عرشِ خیمهها با مشک میرفتیکه تیری آرزوی آبدارت را -- زد و بیآرزو بر خاک افتادیتن خود را به دستِ نیزهها دادیصدای نوحهی «ادرک اخایت» گفتزیارت کرده زهرا نیزهزارت راکنار رود، اما تشنه لب بودیبه جای آب، سقای ادب بودیتو دریازادهای؛ هر چند بیآبینمیسنجند، با مشکت عیارت رااگر میشد به جایت آب میبُردمبه جای قلبِ مشکت تیر میخوردمبه پای آرزوهای تو میمردمنمیدیدم نگاهِ شرمسارت رااگر میشد به جنگِ تیر میرفتمبه زیر کوهی از شمشیر میرفتمکه حتی نشکند آیینهی چشمتنبیند هیچ سنگی انکسارت رابه من پیکِ اجل نزدیک شد رفتیتمام آسمان تاریک شد رفتیشده «امُّالقَمر»؛ «امُّالبُکا» بی توببین ای ماه، ابرِ در مدارت رااگر چه قدّم از داغت خمید آخرولی مادر به رویایش رسید آخرکه شد امالبنین «امالشهید» آخرببر حالا کنارت داغدارت را🔸شاعر:#رضا_قاسمی ___________________________________



