چرا باید زندگی را جشن گرفت، در حالی که جهان پر از رنج، بیماری، مرگ و مشکلات است. او پاسخ میدهد که…
انتشار: 2026/07/02 14:40 UTC
چرا باید زندگی را جشن گرفت، در حالی که جهان پر از رنج، بیماری، مرگ و مشکلات است. او پاسخ میدهد که این پرسش از ذهنی ناشی میشود که فقط نیمهٔ تاریک زندگی را میبیند.زندگی ذاتاً یک جشن است و نیازی به دلیل بیرونی برای شاد بودن وجود ندارد. شادی زمانی پدید میآید که انسان از گذشته و آینده فاصله بگیرد و با تمام وجود در لحظهٔ اکنون حضور داشته باشد. نفس کشیدن، دیدن آسمان، شنیدن آواز پرندگان، شکوفه دادن گلها و حتی زنده بودن، خود بهتنهایی معجزهاند.انسان به جای قدردانی از آنچه دارد، دائماً به دنبال چیزهایی است که ندارد؛ همین مقایسه، نارضایتی و رنج را میآفریند. وقتی ذهن خاموش شود و آگاهی جای آن را بگیرد، انسان زیباییهای سادهٔ زندگی را دوباره کشف میکند و احساس میکند تمام هستی در حال رقص و جشن است.جشن گرفتن به معنای انکار رنج نیست. درد، مرگ و دشواریها بخشی از زندگی هستند، اما اگر تمام توجه انسان روی آنها متمرکز شود، زیبایی و شگفتی زندگی را از دست میدهد. از نگاه او، انسان آگاه هر دو جنبهٔ زندگی را میبیند، اما انتخاب میکند که سپاسگزار باشد.جشن گرفتن یک عمل نیست، بلکه کیفیتی از آگاهی است. وقتی انسان خود را با جریان زندگی هماهنگ کند، شادی، عشق، خنده و آرامش بهطور طبیعی از درون او میجوشند و دیگر وابسته به شرایط بیرونی نخواهند بود.#اشو 🔥🔥🔥🔥🔥🔥


