📌آنزمان که هنوز جای برای سخن جدی وجود داشت...این یادداشت بازنشر میشود:(تاریخ نگارش-فروردین ۱۴۰۲)📌…
انتشار: 2026/07/16 12:50 UTCویرایش: 2026/08/01 00:03 UTCدریافت: 2026/08/01 00:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:03 UTC
📌آنزمان که هنوز جای برای سخن جدی وجود داشت...این یادداشت بازنشر میشود:(تاریخ نگارش-فروردین ۱۴۰۲)📌یکسال از قرن مادری گذشت!نیک یادم هست من و دوستان مختلفی شروع سال ۱۴۰۱ را شروع قرن «مادری» نامگذاری کردیم.چه ذوق و شوقی داشتیم در بسط معنایی و مفهومی«مادر» و تسری آن به ساحت «پدر».لازمه عبور از وضع موجود را پدیدآیی «مادرانگی»خواندیم و عبور پدر«حاکمان»از خوانش پدرسالاری و مردسالاری سنتی و تاریخی خویش.مادرمان«ایران»را آبستن فهم کردیم و لازمه این زایش تاریخی پس از ۲۵۰۰ سال را که مبتنی بر سطوحی از «خودآگاهی»تاریخی بود، همراهی«پدر»اعلام کردیم.پدر باید اقتضائات زمانه جدید را بفهمد و بپذیرد. پدر باید خواست دیگر فرزندان خویش«جامعه» را بفهمد و بپذیرد.پدر باید شرایط خطیر مادر را بفهمد و از آلام او بکاهد.خلاصه پدر باید برای تسهیل زایمان مادر «تسهیلگری» کند.و نه آنکه در پی سقط جنین فرزند باشد!چرا که در این صورت مادر نیز از «دست می رود»و البته دیگر فرزندان نیز بجهت این ظلم «قیام» خواهند کرد علیه پدر! سال ۱۴۰۱ سال خوبی برای شروع قرن جدید یا قرن «مادرانگی» نبود.پدر بازهم شرایط مادر و فرزندان را درک نکرد.زمانه سخت گذشت اما رشحات و کورسوهای بسیار کم فروغی از تغییر رفتار بیرونی پدر قابلیت مشاهده دارد.مادرمان ایران دارد می زاید.و چه فعلی زیباتر و البته سختتر از «زایش».ایران قرن جدید می خواهد تأمل کند.می خواهد بیندیشد.می خواهد از جهل تاریخی فاصله بگیرد.می خواهد بین مادر«ایران»و پدر«اسلام»از«خودشیفتگی» پدر بکاهد و هر دو را دوست داشته باشد.مادر حقیقتا در خودشیفتگی همراه با خوی سنتی پدر مظلوم واقع شده است.جامعه ایران در قرن جدید می خواهد فریاد برآورد من نیز می توانم برای آینده خویش تصمیم بگیرم و صلاح ملک و مملکت را تشخیص دهم.البته اگر پدر و اقوام پدری بگذارند.و اسباب فهمیدن را بواسطه آموزش و رسانه و... فراهم کنند.و نه آنکه بواسطه تمامی ابزارها در پی حفظ وضع موجود باشند و استمرار اتمسفر هیجانی،تخدیری که ماحصلش جهل و جاهل پروریست.جامعه ایران در قرن جدید می خواهد «زندگی»کند و از جنگطلبی پدر خسته است.جامعه ایران از تحمیل این حجم از«مناسک» به مادر خسته است.آخر مادر معذوریتهایی دارد.علایق شخصی هم دارد.و اساسا در ازدواج اجباری چند دهه پیش قرار بود پدر و مادر مبتنی بر تفاهم آتی بهم نزدیک شوند و نه آنکه مادر مظلوم تمام قد بعنوان «متعلقات» پدر تعریف شود و هیچکدام از خواست و اراده او در رفتار پدر متبلور نشود.پدر حسب علاقهمندی به سقط جنین حاضر در رحم ایران درسال ۱۴۰۱ تکانههای شدیدی به مادر وارد نمود. البته آنچه در عمل بوقوع پیوست این بود که دیگر فرزندان اینبار تنها نظارهگر رفتار بد«پدر» نبودند.و اتفاقا اینجا همانجایی است که پدر را بشدت متأثر نمود و بعضاً حتی ترساند.حالا بین خودمان بماند اما برخی از اقوام نزدیک پدری هم دل در گرو مادر دارند و از رفتار پدر راضی نمیباشند.برخی چرخشهای حداقلی ماحصل این کنشگری عدهای از فرزندان می باشد که پدر را متأثر نمود.✅علی ای حال بفکر«مادر»باشید.راه گریزی از زایمان نیست.برای کاهش آلامش تسهیلگری کنید.فرزندان را در مقابل خود قرار ندهید. و مولود رنج و درد تاریخی ایران را مبارک بشمارید و نامش را هم بگذارید :دموکراسی یا جمهوریت یا عقلانیت t.me/seyyedhashemfirouzi

