عجیبترین استعفای تاریخبسم الله الرحمن الرحیم وصلی الله علی محمّد وآله الطاهرین.روزی «هارونالرشید»…
انتشار: 2026/07/14 22:07 UTC
عجیبترین استعفای تاریخبسم الله الرحمن الرحیم وصلی الله علی محمّد وآله الطاهرین.روزی «هارونالرشید» به همراه «جعفر بن یحیی برمکی» (مرد بسیار پرنفوذ در حکومت عباسی) در باغی از باغهای جعفر مشغول قدمزدن و صحبت بودند، به درختی رسیدند که میوههای چشمنوازش هوس خلیفه را برانگیخت؛ اما بلندی درخت مانع استفادهی او از میوهها بود. هارون تنومند بود و سنگینوزن، در عوض جعفر لاغر بود و ریزنقش. هارون گفت من دستانم را غلاب میکنم، روی دستان من بایست و برایمان میوه بچین ولی این کار آنها علاج بلندی درخت را نکرد، به ناچار روی دوش خلیفه و در نهایت روی سر او ایستاد.«نگهبان باغ» که از وابستگان برامکه و مردی دنیادیده و بافراصت بود، از دور نظارهگر آن صحنه بود؛ چند روزی که گذشت، سندی تنظیم کرده، نزد هارون برد و از او خواست آن را مهر و امضا کند. مفاد سند «نفی هرگونه وابستگی خونی و خانوادگی و سببی و نسبی او به آل برامکه» بود!!!هارون اگرچه متعجب از چنان سندی بود اما چیزی نپرسید و آن را مهر و امضا کرد.دیری نپائید ورق برگشت و برمکیان مغضوب خلیفه گشته، دستور داد همهی آنان و وابستگانشان را به بهانهی مهمانی در جایی گرد آورده، گردن زدند. آن نگهبان باغ اما به واسطهی همان سند که ممهور به مهر هارون و مُمضیٰ به امضای او بود، از این مهلکه جان سالم به در برد. هارون او را خواست و پرسید تو از کجا این سرنوشت شوم را برای این قوم پرنفوذ درباری پیشبینی کردی که خود را از وابستگی به ایشان برکنار ساختی و زنده ماندی؟!نگهبان به ماجرای آن روز باغ اشاره کرده، گفت: من از دور ناظر قضیه بودم و وقتی دیدم پاهای جعفر روی سر شما قرار گرفت، فهمیدم روزگار اینها به سر آمده؛ چرا که صُعود وقتی به نهایت خودش رسید، لاجرم بعدش سقوط خواهد بود!!!«برمکیان»، خاندانی «ایرانیالاصل» و از اهالی «بلخ» بودند که با اسلامآوردن نیای بزرگشان، به دین آباء و اجدادی خود پشت کرده، جملگی مسلمان شدند و دست روزگار، قدرت و دولت را ارزانی ایشان گردانید اما به رویهی معمول دولتمردان و قدرتپیشگان، از آن به نحو صحیح و عادلانه و خداپسندانه استفاده نکردند و عاقبت نیز گرفتار خودکامگیها و افسارگسیختگیهای خود شدند.آری! آنها به عنوان بازوی قدرتمند عباسیان، خدمات شایانی در راه پیشبرد مقاصد ننگینشان که همانا ظلم بیشتر برای ثروتاندوزی افزونتر و ... بود، نمودند و در این راه، علویان و آلمحمد علیهم السلام نیز از گزند مظالم ایشان در امان نماندند؛ امام کاظم علیه السلام به تحریک برمکیان مورد سعایت یکی از نزدیکانش نزد هارون قرار گرفته، موجبات زندانی شدنش فراهم آمد، زندانی که پس از سالها به شهادت آن مظلوم انجامید.آنان حتی درصدد مجاب کردن خلیفه برای کشتن جانشین برحق امام کاظم علیه السلام هم برآمدند ولی تقدیر الهی به آنان مهلت نداد و به نفرین حضرت امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام گرفتار آمده، دوران سروری و آقاییشان رو به افول گذاشت؛ امام، در خلال مراسم حج سال ۱۸۶ هق درحالی که در عرفات وقوف فرموده بود، در دعاها و مناجاتهایش، برامکه را به سبب مظالمشان نفرین فرمود و خداوند نفرین آنحضرت را در حق ایشان به درجهی اجابت رساند.علل و عوامل سیاسی و اقتصادی و ... متعددی در تغییر نظر خلیفه نسبت به برمکیان (که زمانی آنان را چنان دوست میداشت که عباسیشان خواند) دخالت داشته؛ از جمله [به نظر شماری از تحلیلگران تاریخ] ماجرای ازدواج جعفر بن یحیی برمکی با «عباسه» خواهر هارون.عباسه، زنی زیبا و باسواد و خوش مشرب بود که در طول زندگیش با وجود سن کم، چندینبار شوهر کرد و هربار شوهرش (که از خاندان بنیعباس بود) به دلیلی از دنیا میرفت. هارونالرشید با پی بردن به علاقهی جعفر برمکی به خواهرش عباسه، پذیرفت که آندو با هم عقد زناشویی بخوانند ولی شرط کرده بود ارتباطی بین ایشان رخ ندهد چرا که خوش نداشت نسل و تیرهی عباسیان با غیرخودشان درآمیزد و [به اصطلاح]، ژنشان دستخوش تغییر و تحول گردد. اما جعفر و عباسه پنهانی با یکدیگر رابطه برقرار کردند و [به نقلی] حتی رابطهشان به بچهدارشدن هم انجامید. این مسأله مدتها از چشم خلیفه مستور ماند؛ اما عاقبت رازش از پرده برون افتاده، خشم هارون را برانگیخت و در صدد طرح نقشهای برای ریشهکن نمودن برامکه برآمد و بدینترتیب یک ماه پس از بازگشت از سفر حج، در آخر محرم سال ۱۸۷ هق، طومار زندگی آن خاندان را برای همیشه به هم پیچید.آری؛ از قدیم گفتهاند «فواره چون بلند شود، سرنگون شود»و آن نگهبان باکیاست، با آن «عجیبترین استعفای تاریخ»، خود را از آن مهلکهی عظمیٰ نجات داد.والسلام علیکم ورحمةالله وبرکاتهعلیرضا احمدی دهبالایی (ایلامی)چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ ؛ ۳۰ محرم ۱۴۴۸


