جناب آقای گودرزی،نمایندهٔ محترم و دلسوز شهر الیگودرز،سلامی چو بوی بهار کوچهباغهای قدیمی،و درودی گ…
انتشار: 2026/07/18 19:14 UTC
جناب آقای گودرزی،نمایندهٔ محترم و دلسوز شهر الیگودرز،سلامی چو بوی بهار کوچهباغهای قدیمی،و درودی گرم به روانِ خاطراتِ محلهای که نامش را از روزگاران کهن با خود یدک میکشد؛ کاظمآباد، آن یادگارِ شهر الیگودرز.محلهای که روزگاری نفسهایش با بازیِ کودکانِ کوچه، با سایهٔ درختانِ سپیدار، و با رفتوآمدِ مهربانِ همسایهها ضربان داشت، امروز اما، از قابِ غمانگیزی بیرون زده است:پارکِ تنهاماندهاش، که پناهِ خستگیهای روزانهمان بود، حالا با تخریبهایی تلخ روبهروست؛ وسایلِ بازیاش را بردهاند، گویی خندههای کودکانهاش را با خود به یغما بردهاند. بچههای این دیار، که حقِ شادی دارند، حالا در کوچههای بینشاط، سرگردانِ یک تاب و سرسرهاند. پارکی دیگر هم هست، اما آن نیز به دستِ فرسودگی سپرده شده و فریادِ تعمیر بر لب دارد.از آسمانِ این محله که بگذریم، آنتنهایش رمقی ندارند؛ اینترنتش لالزده و ارتباطمان با دنیا، چون پیامی در قطعیِ بیپایان، گم میشود. حتی برای یک کارتبهکارتِ ساده، باید تا محلهای دیگر قدم برداریم، چون عابربانکی در کار نیست تا دردِ دستمان را دوا کند.امنیت، آن آرامشِ شبهای بیخوف، نیز در این کوچهها بینشانی میزند؛ کاش نیرویی ثابت، چون نگهبانی مهربان، بر نظمِ این محله بپاید. جدولها، که زمانی مرزِ رفتوآمد بودند، اکنون فرو ریختهاند و بلوکهایشان به خاکتبدیل شده؛ گویی زمین، خود، هویتِ کوچهها را پس میگیرد. سطلهای زباله، بویِ فراموشی میدهند، حشرهها مهمانِ همیشگیشان شدهاند، و درختان، بیآنکه سمپاشی شوند، در رنجِ آفاتی خاموش، رنگ میبازند.جنابِ گودرزی،ما نمیخواهیم کاظمآباد، شهرِ دیگری شود؛ فقط میخواهیم همان محلهٔ دیرینه باشد، با طراوتی تازه، با امنیتی پایدار، با اینترنتی که وصل کند، با پارکی که لبخند بکارَد، و با دستانی که بازسازیاش را چون مرهمی بر زخمِ کهنگیاش بنشانند.امید که نگاهِ خیرخواهتان، این گوشهٔ فراموششده را نیز ببیند و صدایِ ما، در میانِ هیاهویِ شهر، به گوشِ دلتان برسد.با سپاس از همراهیِ همیشگیتان،جوانی از کاظمآباد - شهر الیگودرز🆔👉 @shahalia



