#روایتِ_آشنایی#شمابرامونفرستادین داستان آشنایی بنده و شهید محمدرضا دهقان امیری یا بهتر بگم داداش م…
انتشار: 2026/08/06 09:34 UTCدریافت: 2026/08/07 19:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 19:00 UTC
#روایتِ_آشنایی#شمابرامونفرستادین داستان آشنایی بنده و شهید محمدرضا دهقان امیری یا بهتر بگم داداش محمدرضا🥹طبق برنامه ریزی همیشگی با رفقا قرار گذاشتیم بریم کتابخونه اخه یکی از پاتوقای منو دوستام کتابخونهست☺️اون روزم طبق معمول با رفقا رفتیم کتابخونه بعداز دور زدن و انتخاب کتاب های مورد نظر اومدیم کنار میز مسئول که کتاب ها رو ثبت سیستم کنند لحظه اخر چشمم خورد به کتاب های تازه رسیده رومیز ، یه کتاب نظرم رو جلب کرد با عکسی که روی جلدش بود.در رابطه با یکی از شهدای مدافع حرم بود اسم کتابه یکروز بعداز حیرانی بود عکس رو جلدش هم متعلق به شهید محمدرضا دهقان امیری...🥺 از اونجا که به کتاب هایی که درمورد شهدا هستند علاقه دارم کتاب رو برداشتم ولی لبخند صاحب عکسی که روی جلد کتاب بود برام قشنگ بود!شب قبل از خواب خیلی کنجکاو بودم برای خوندن کتاب همینجوری که داشتم کتاب رو میخوندمرسیدم به قسمت تولد شهید که در روز 74/1/26 یه لحظه هنگ کردم دوباره خوندمش تولد شهید در تاریخ74/1/26 این متن همراه شد با جیغ خوشحالی و اشک شوق من سریع دویدم بیرون:+ مامان مامان بلاخره یه شهید پیدا کردم که تولدش با من یکی شده. از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنمتاقبل از این ماجرا من رفیق شهید نداشتم اما از اون روز آقا محمدرضا شد برادر شهیدم🥀هرسال برای محمدرضا تولد میگیریم و به تازگی متوجه شدم که تاریخ تولد قمری هم با شهید یکی هسته🥹˹📝| @shahid_dehghan˼
