بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت سی و یکمم…
انتشار: 2026/06/23 16:17 UTC
بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت سی و یکممسجد جامع بازار؛ آن مردِ گمنامِ نوحههاسالهای جنگ، مسجد جامع بازار پاتوق بچههای جبهه بود. هر کس دلش هوای جبهه و رفقای آسمانی را میکرد، راهش به آنجا میافتاد. دهه اول محرم که میشد، مسجد حال و هوای دیگری پیدا میکرد. منبرهای پرشور شیخ حسین انصاریان، حضور حاج آقا اعتمادیان، حاج منصور ارضی و حاج آقا طاهری، دلها را به کربلا گره میزد.آن روزها نه امکانات امروز بود و نه هیاهوی رسانهها. خبری از ضبط حرفهای، انتشار گسترده و فضای مجازی نبود. هر چه بود، اخلاص بود و عشق. مداحها و میاندارها از گوشه و کنار میآمدند، پای روضهها مینشستند، شعرها را مینوشتند، سبک نوحهها را یاد میگرفتند و شبها در هیئتهای خودشان همان نغمهها را زمزمه میکردند.در میان آن جمعیت، مردی آرام و بیصدا هم حضور داشت؛ غلامعلی. نه در صدر مجلس مینشست، نه نامی از خود میبرد و نه دنبال دیده شدن بود. فقط گوشهای مینشست، اشک میریخت و همراه دیگران سینه میزد. چهرهاش آنقدر بیادعا بود که کمتر کسی به او توجه میکرد.اما رازی در آن مجلس نهفته بود؛ رازی که بسیاری از حاضران از آن بیخبر بودند.بیشتر شعرهایی که بر زبان مداحان جاری میشد و بسیاری از سبکهایی که دست به دست میان هیئتها میچرخید، حاصل ذوق و اخلاص همان مرد گمنام بود. غلامعلی بیآنکه نامی از خود باقی بگذارد، کلماتش را هدیه اهلبیت(ع) میکرد و از کنار آنها عبور میکرد؛ گویی هیچ سهمی در خلقشان نداشته است.دیگران شعرها را میخواندند و تحسین میشدند، اما صاحب اصلی آن نغمهها در سکوت، میان سینهزنان میایستاد و با زمزمه نام حسین(ع) اشک میریخت. او نه برای شهرت نوشته بود و نه برای تشویق. تمام آرزویش این بود که کلامی در عزای اهلبیت(ع) بر دلها بنشیند و چراغ محبتی را روشنتر کند.شاید همین اخلاص بود که خداوند نام غلامعلی را از میان هیاهوی دنیا برداشت و در دفتر شهیدان ثبت کرد؛ مردی که پیش از آنکه جسمش در جبههها گمنام باشد، سالها دلش در مجالس حسین(ع) بینام و نشان زندگی کرده بودبرگرفته از کتاب:یادگاران ۲۴؛ شهید غلامعلی رجبینویسنده: سیداحمد معصومینژادتهیه و تدوین: ف. عباسی @shahidgholamali🍃🌷🕊




