بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت سی و نهمت…
انتشار: 2026/06/28 02:06 UTC
بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت سی و نهمتسبیحی که از دل برخاستشب، عطر میلاد حضرت امام محمدباقر علیهالسلام را با خود داشت. مجلس، غرق در نور و معنویت بود و دوستداران اهلبیت(ع) در سکوتی آمیخته با شوق، چشم به جایگاه دوخته بودند. نوبت به جوانی رسید که صدایش از ایمان و ارادت لبریز بود؛ غلامعلی رجبی.او بیآنکه برگهای در دست داشته باشد، قصیدهای بلند و فاخر را از حفظ آغاز کرد. بیتها یکی پس از دیگری، روان و استوار از زبانش جاری میشد؛ گویی شعر نه در حافظه، که در عمق جانش نقش بسته بود. حضار با هر بیت بیشتر مجذوب میشدند و سکوت مجلس، تنها با آهنگ دلنشین شعر شکسته میشد.در میان جمع، آقای خاتم، شاعر پیشکسوت و نامآشنای محافل ادبی، با دقت به شعرخوانی او گوش سپرده بود. او که سالها با شعر و ادب مأنوس بود، بهخوبی میدانست حفظ و اجرای چنین شعری، آن هم بدون کوچکترین لغزش، چه اندازه دشوار است. بارها دیده بود که حتی خواندن همین اشعار از روی کاغذ نیز آسان نیست؛ چه رسد به آنکه جوانی همه آن را با اطمینان و از بر بخواند.با پایان یافتن شعر، سکوتی کوتاه بر مجلس حاکم شد و سپس صدای صلوات و تحسین فضای محفل را پر کرد. آقای خاتم آرام از جای برخاست. نگاهش سرشار از احترام و تحسین بود. دست در جیب خود برد، تسبیحی نفیس و گرانبها را بیرون آورد؛ تسبیحی که سالها یادگار زندگی و عزیزترین داراییاش بود.آن را با دو دست به غلامعلی تقدیم کرد و با صدایی که از احساس میلرزید، گفت:«پسرم، من هدیهای ارزشمندتر از این همراه ندارم. این تسبیح عزیزترین یادگار من است. آن را به پاس این اخلاص، این حافظه و این ارادت به اهلبیت(ع) تقدیم تو میکنم.»غلامعلی با چشمانی سرشار از تواضع، تسبیح را گرفت، بر دیده نهاد و دست پیرمرد شاعر را بوسید. برای او، ارزش این هدیه تنها به سنگهای گرانبهایش نبود؛ بلکه به محبتی بود که از دل مردی اهل شعر و معرفت برخاسته و در قالب آن تسبیح به او رسیده بود.سالها بعد، هر کس این خاطره را بازگو میکرد، میگفت آن شب، تنها یک تسبیح دست به دست نشد؛ بلکه احترام یک استاد به شاگردی بااخلاص، و تجلیل یک شاعر کهنهکار از جوانی عاشق اهلبیت(ع)، برای همیشه در حافظه حاضران ماندگار شد.و چه زیبا که آن جوان، بعدها در راه همان آرمانهایی که شعرش از آنها جان میگرفت، جان خویش را تقدیم خدا کرد و نامش در شمار شهدای سرافراز انقلاب اسلامی جاودانه شد. تسبیح آن پیرمرد، دیگر تنها یک هدیه نبود؛ نشانی بود از اخلاص، ادب، عشق به اهلبیت(ع) و گواهی بر آیندهای که سرانجام به شهادت ختم شد. گویی آن شب، اهل دل، پیش از همه، عظمت روح غلامعلی را دیده بودند و به احترام آن روح بلند، ارزشمندترین یادگار خود را نثارش کردند.برگرفته از کتاب:یادگاران ۲۴؛ شهید غلامعلی رجبینویسنده: سیداحمد معصومینژادتهیه و تدوین: ف. عباسی @shahidgholamali🍃🌷🕊




