بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت پنجاهوپن…
انتشار: 2026/07/16 05:15 UTC
بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت پنجاهوپنجم دستانی که فقط خدا دید دستهای پول را آرام روی میز گذاشت و گفت: «اینها را ببر بده به همان خانوادههایی که چند روز پیش ازشان گفتی.»نگاهش کردم. هنوز باورم نمیشد. چند روز قبل فقط از سختی زندگی چند خانوادهی آبرومند گفته بودم؛ خانوادههایی که حتی شرمندگیشان اجازه نمیداد دست نیاز به سوی کسی دراز کنند.لبخندی زدم و گفتم: «از کجا آوردی؟ نکند وام گرفتی؟ اگر وامه، دفترچهی قسطهاش را هم بده تا همانها قسطش را پرداخت کنند!»لبخندش عمیقتر شد؛ همان لبخندی که همیشه بوی آرامش میداد.گفت: «یکی دیگر، قسطهایش را میدهد.»چند لحظه سکوت کردم. میدانستم منظورش چیست. یعنی خداوند راهش را باز کرده است؛ یعنی اگر نیت برای بندگان خدا باشد، صاحب این عالم خودش هزینهاش را میپردازد.پولها را گرفتم و میان خانوادهها تقسیم کردم. برق امید را در چشم مادری دیدم که چند شب بود نگران سفرهی فردایش بود. لبخند کودکی را دیدم که نمیدانست این اسکناسها، فقط پول نیست؛ نشانهی قلب بزرگی است که نمیخواست کسی شرمندهی فقر باشد.وقتی برگشتم، تشکر کردم و گفتم: «اگر آنها بفهمند این کمک از طرف تو بوده...»سریع حرفم را برید و گفت: «نه... اگر قرار باشد کسی تشکر کند، فقط خدا را شکر کند. اسم من را نگو.»آن روز فهمیدم بخشش، زمانی زیباتر میشود که هیچ نامی پشت آن نباشد؛ نه عکسی، نه تعریفی و نه انتظاری.شهید غلامعلی رجبی باور داشت که ارزش دستِ بخشنده، به پنهان بودن آن است. میگفت: «اگر اشک مادری را پاک کردی، نگذار شرمندگی نگاهش بیشتر شود. کمک، وقتی رنگ خدا میگیرد که فقط او از آن باخبر باشد.»و چه بسیار انسانهایی که امروز آرامش سفرههایشان را مدیون دستانی هستند که هرگز خود را معرفی نکردند؛ دستان مردی که عدالت را نه در حرف، که در مهربانی و کرامت معنا میکرد.برگرفته از کتاب:یادگاران ۲۴؛ شهید غلامعلی رجبینویسنده: سیداحمد معصومینژادتهیه و تدوین: ف. عباسی @shahidgholamali🍃🌷




