📝 تفکر ایدئولوژیک و ابتذالِ شر✍️ #محمدامین_مروتی #ایدئولوژی_اندیشی از مشخصههای کسانی است که اهل شن…
انتشار: 2026/08/09 12:29 UTCدریافت: 2026/08/13 17:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 17:00 UTC
📝 تفکر ایدئولوژیک و ابتذالِ شر✍️ #محمدامین_مروتی #ایدئولوژی_اندیشی از مشخصههای کسانی است که اهل شنیدن و خواندن نظریات مخالف نیستند. اهل ایدئولوژی:1. تک منبعیاند:فقط در مسیر تایید نظرات خودشان مطالعه میکنند. ضربالمثلی انگلیسی میگوید: «کسی که فقط لندن را دیده، لندن را هم نمیشناسد!» و به همین سیاق باید گفت: «کسی که فقط یک یا چند کتاب خاص را خوانده، در واقع کتاب خوان و اهل مطالعه هم نیست!» زیرا تفکر ایدئولوژیک اصلاـ تفکر نیست، تعبد است.2. فرزند عللند نه دلایل:آنان نظریات شان را در نتیجه تحقیق کسب نکردهاند بلکه در نتیجه تاثیرپذیری از اطرافیان به دست آوردهاند و اگر در فضایی دیگر قرار میگرفتند، این قابلیت را داشتند که حتی موضعی کاملاً متضاد با موضع فعلی خود میداشتند. در واقع اعتقادات شان علت دارد نه دلیل.3. همیشه در سنگرند:آنان موضع دفاعی نسبت به موضع خود و تهاجمی نسبت به مخالفان شان دارند. آنان داده های خلاف موضع خود را نادیده و ناشنیده میگیرند و از آن طرف ضعفهای خود را توجیه میکنند. همه دادههای له و علیه خود را به یک چشم (یعنی به چشم "تقریر حقیقت") نمینگرند و در ترازوی انصاف نمیسنجند.4. انحصارگرایند:از نشانههای تفکر ایدئولوژیک، دو قطبی ساختن و سیاه و سفید دیدن موضوعات و مواضع است. به پلورالیسم و پراکندگی حقیقت باور ندارند انحصارگرا هستند و خود را تنها فرقه و گروه اصیل و ناجی و ناب میپندارند.5. توطئه باورند:و نهایتاً در غیاب داده و دلیل و قرینه، غالباً به تئوریهای توطئه پناه میبرند.6. سرکوبگرند: در مقام عمل نیز به سرکوب متوسل میشوند نه گفتگوی برابر. به قول آبراهام مازلو، «اگر فقط یک چکش داشته باشید، با همه چیز مانند میخ رفتار میکنید.»بسیار برخوردهایم به بیرحمی هایی که در خبرهای روزمره توسط افراد عادی انجام میشود. مثل سربازان باتوم به دستی که با قساوت به خانمی حمله میکنند یا بمب گذارانی که جلو مدرسه های دخترانه بمب میگذارند و از خود میپرسیم این مایه از شقاوت و قساوت از کجا میآید؟"ابتذال شر"، عنوانی است که #هانا_آرِنت برای پدیده حل شدن در سیستم های ایدئولوژیک، برگزید. آرنت کتابی به همین عنوان در تحلیل شخصیت #آیشمن دارد که بدون احساس گناه و صرفاً به عنوان ترفیع مقام، جنایتهایش را به عنوان انجام وظیفه برای خودش توجیه میکرد. شر مبدایی ماورائی و مهم ندارد. شر به آسانی برساخته و توجیه و تزیین میشود. به نام قانون، به نام انجام وظیفه، به نام زحمتکشان، به نام عدالت و....در این حالت، شر مبتذل و پیش پا افتاده میشود. حس نمیشود. توجیه میشود. دو اتفاق بد برای کسی که به ابتذال شر دچار میشود، میافتد؛ اول حس همدلیاش با قربانی را ازدست میدهد؛ دوم قوه تفکرش را از دست میدهد! اولی وجدان و انصافش را به فنا میبرد و دومی عقلش را تا دلیل تراشی را جای دلیل بگذارد.تفکر ایدئولوژیک هم قوه تفکر را از دارندهاش میگیرد و هم حس همدلی و همدردی را. وی نه میتواند خارج از چارچوب ایدئولوژی بیاندیشد و از چشم دیگران به موضوع بنگرد و نه میتواند خود را جای دیگران بگذارد و درد و رنج آنان را حس کند. انسان ایدئولوژی زده، یک انسان ماشینی و یک ربات از خود بیگانه است.#هنری_آدامز در توصیف قدرت میگوید: «نوعی تومور که با کشتن حس همدلی با قربانی به کار خود پایان میدهد».#سوخویندر_اوبی در پژوهش های عصبشناختی متوجه شد که قدرت در واقع یک فرآیند عصبی خاص بهنام بازتاب را مختل میکند. چیزی که شاید زیربنای همدلی باشد. وقتی قدرت را در دست داریم، برخی از آن تواناییهایی را از دست میدهیم که در وهلۀ نخست برای بهدست آوردن قدرت بدانها نیاز داشتهایم.#کلتنر میگوید افراد قدرتمند «از شبیهسازی تجربۀ دیگران دست میکشند»، که به چیزی منجر میشود که او «کمبود همدلی» مینامد.✅🛫 @manfekrmikonan🆔 @shahname_yazd
