🔴سخنی از سعدی بزرگ برای روزگار ما«بیندیش در قلب هیجا مفر»🔺ای صاحبان قدرت؛اگر از ما و مردم این سرزمی…
انتشار: 2026/07/09 09:25 UTC
🔴سخنی از سعدی بزرگ برای روزگار ما«بیندیش در قلب هیجا مفر»🔺ای صاحبان قدرت؛اگر از ما و مردم این سرزمین سخنی نمیشنوید، دستکم گوش جان به پند و اندرز بزرگان این خاک بسپارید.🔺این سخن، صدای خردی است که قرنها بر این سرزمین زیسته است؛ صدای سعدی شیرازی، حکیمی که جنگ را آخرین راه میدانست و تدبیر، مدارا و صلح را نشانه دانایی.🔺باشد که پیش از آنکه آتش جنگ، خانهها را ویران کند و جانهای بیشمار را بگیرد، به ندای حکمت بازگردید؛ زیرا قدرتی که با خرد همراه نباشد، جز رنج و ویرانی بر جای نمیگذارد.🔺چه بسیار تجربههای تلخ تاریخ که گواهی دادهاند: صلحی که با خرد به دست آید، از پیروزیای که با خون و ویرانی حاصل شود، پایدارتر و ارزشمندتر است.🔺سعدی بزرگ در کتاب بوستان میفرماید:همی تا برآید به تدبیر کارمدارایِ دشمن بِه از کارزارچو نتوان عدو را به قوت شکستبه نعمت بباید درِ فتنه بستگر اندیشه باشد ز خصمت گزندبه تعویذِ احسان زبانش ببندعدو را به جای خَسَک زر بریزکه احسان کُنَد کُنْد، دندانِ تیزچو دستی نشاید گزیدن، ببوسکه با غالبان، چاره زرق است و لوسبه تدبیر، رستم در آید به بندکه اسفندیارش نَجَست از کمندعدو را به فرصت توان کند پوستپس او را مدارا چُنان کن که دوستحذر کن ز پیکار کمتر کسیکه از قطره سیلاب دیدم بسیمزن تا توانی بر ابرو گرهکه دشمن اگرچه زبون، دوست بهبود دشمنش تازه و دوست ریشکسی کش بود دشمن از دوست بیشمزن با سپاهی ز خود بیشترکه نتوان زد انگشت بر نیشتروگر زو تواناتری در نبردنه مردی است بر ناتوان زور کرداگر پیل زوری وگر شیر چنگبه نزدیک من صلح بهتر که جنگ...و گر می بر آید به نرمی و هوشبه تندی و خشم و درشتی مکوشبیندیش در قلب هیجا مفرچه دانی که زان که باشد ظفر؟چو بینی که لشکر ز هم دست دادبه تنها مده جان شیرین به بادسپه را نگهبانی شهریاربه از جنگ در حلقهٔ کارزار@shahnamehferdowsiii



