با بابام بحثمون شد. یهو گفت یادته شیش سالت بود زمستون ساعت چهار صبح با بشکه تو صف نفت بودیم، بهت گف…
انتشار: 2026/08/22 08:35 UTCدریافت: 2026/08/22 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 09:35 UTC
با بابام بحثمون شد. یهو گفت یادته شیش سالت بود زمستون ساعت چهار صبح با بشکه تو صف نفت بودیم، بهت گفتم از کنار بشکهی خودمون تکون نخور من برم برات خوراکی بخرم، رفتم ساعت ده برگشتم هیچی هم نخریده بودم؟گفتم خب؟ گفت اومدم خونه خوابیدم. خوب کاری کردم!😐😐😂
