🌿🍃🍃🍀🍃🌸☘🍃☘ @shakhsiat_shenasi 🍀پژوهشهای آماری انجامشده بر روی پیشینه تحصیلی اعضای گروههای تندرو ن…
انتشار: 2026/08/06 16:50 UTCدریافت: 2026/08/07 12:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 12:35 UTC
🌿🍃🍃🍀🍃🌸☘🍃☘ @shakhsiat_shenasi 🍀پژوهشهای آماری انجامشده بر روی پیشینه تحصیلی اعضای گروههای تندرو نظیر داعش، نتایج تاملبرانگیزی را نشان میدهد. دادهها نشان میدهند که برخلاف تصور عمومی، بخش قابلتوجهی از این افراد، تحصیلکردههای دانشگاهی هستند. اما نکته جالب در رشتههای تحصیلی آنهاست: اکثریت قاطع این افراد از فارغالتحصیلان رشتههای مهندسی، پزشکی و علوم پایه بودهاند و حضور فارغالتحصیلان علوم انسانی در میان آنها بسیار اندک است.دکتر حسین شیخ رضایی برای تبیین این پدیده، به تفاوت در نظام حل مسئلهی هرکدام از این علوم اشاره میکند. در علومی مانند مهندسی و پزشکی، ذهن دانشجو برای یافتن پاسخهای بسته و قطعی تربیت میشود. این یعنی پاسخها ماهیتی دوگانه دارند: یک محاسبه یا درست است یا غلط، یک سازه یا پایدار است یا ناپایدار، یک تشخیص پزشکی یا صحیح است یا خطا. این قطعیت، ذهن را به سمت باورهای سیاه و سفید سوق میدهد.در مقابل، ساختار علوم انسانی بر پایه تکثر بنا شده است. در علوم انسانی ما با «پاسخ» سر و کار نداریم، بلکه با «پاسخها» مواجهیم. در نتیجه حقیقت یک امر واحد و نزد یک نفر نیست، بلکه آن چیزی است که هر متفکر تنها زاویهدیدی از آن را در اختیار دارد.نکته اینجاست که این تفاوت در علوم، میتواند رفتار اجتماعی افراد را شکل دهد. ذهنی که به قطعیت عادت کرده، ممکن است راحتتر جذب ایدئولوژیهایی شود که مدعیاند تمام حقیقت نزد ماست و دیگران در بطلان مطلق هستند. اما ماهیت علوم انسانی، با پذیرش نسبیت، فرد را به این باور میرساند که احتمالا بخشی از حقیقت نزد من و بخشی نزد دیگری است. این دقیقا آن نگرشی است که راه را برای گفتگو باز میگذارد و سدی در برابر تفکرات رادیکال ایجاد میکند.✍دکتر اکبر سلطانی🪴🍃🍃🍃🍃🌺🍃🍃🍃🍃🪴telegram.me/joinchat/AsUKhDukJFl2EN4x19EZ…

