🔺جامعه-ناجامعه🔹«خوف» واژه غریبی است. نه معنای ترس دارد، نه هراس و وحشت. خوف لحظهای از ترس درونی و…
انتشار: 2026/06/27 08:49 UTC
🔺جامعه-ناجامعه🔹«خوف» واژه غریبی است. نه معنای ترس دارد، نه هراس و وحشت. خوف لحظهای از ترس درونی و وحشت از آینده نامعلوم است. آسیاب ویرانه کنار روستا خوفناک است. در گذشتههای دور حمامهای عمومی را شبها تعطیل میکردند و تاریکی و بیبرقی، خوف عظیمی در آدمی برمیانگیخت. آنچه خوف را از ترس و وحشت متمایز میکند، انتظار سرنوشت فاجعهباری است که در کمین است. اثرگذاری ترس و وحشت در زمان حال، خوف و بیم از آینده است.🔹جامعه ایران با این وضعیت بهخوبی آشناست و در آن به سر میبرد. اگر بخواهیم از همین منظر به فیلمهای ترسناک نگاه کنیم، درمییابیم که چرا از فیلمهای ترسناک لذت میبریم؛ چون فجایعی را تجربه میکنیم که بر سر دیگری میآید. معمولا این فیلمها پایان خوشی دارند تا ترس و وحشت تبدیل به خوف نشود و در همان مقطع به سرانجام برسد.🔹از دید ارسطو، خوف صرفا ترس از یک خطر خارجی نیست، برای همین در تراژدیها تماشاگران وقتی دچار خوف میشوند که میفهمند فاجعهای که بر سر قهرمان آمده است، میتواند بر سر آنها هم بیاید. قهرمانان تراژدی شبیه آدمهای معمولی همچون ما هستند که به دلیل خطا یا ضعف دچار سقوط شدهاند. مسئله اینجا سقوط است. این سقوط است که خوفناک است. در جامعه ناپایدار وضعیتهای تراژیک به سهولت رخ میدهد. جامعهای که ثبات اقتصادی ندارد، به تبع آن ثبات سیاسی و اجتماعی نیز نخواهد داشت. سقوط پیدرپی آدمها در جامعه این باور را تقویت میکند که سقوط در کمین آنها هم نشسته است. پیامد این وضعیت، جامعهای مضطرب است. جامعهای که هرکس در آن نگران سرنوشت خودش است و کمتر بر دیگری ترحم میورزد؛ چراکه ترحم زمانی قوی است که ما در وضعیتی پایدار قرار داریم.💢یادداشت احمد غلامی را اینجا بخوانید👇sharghdaily.com/fa/tiny/news-1112103@shar…
