🔻گفتوگو با فاروک شهیچ، شاعر و نویسنده بوسنیایی🔺همه میخواهند فاشیست باشند!✍️ آرتین توکلی🔹فاروک شِه…
انتشار: 2026/06/30 09:39 UTC
🔻گفتوگو با فاروک شهیچ، شاعر و نویسنده بوسنیایی🔺همه میخواهند فاشیست باشند!✍️ آرتین توکلی🔹فاروک شِهیچِ بوسنیایی میان دو هویت سرگردان است؛ کهنهسربازی که هنوز از تنش بوی باروت و خون میآید، و شاعر و نویسندهای که میان ویرانهها، همچنان در پیِ واژههاست. آغاز جنگ بوسنی در سال 1992، ناگزیر مسیر زندگیاش را به جبهه نبرد کشاند. پس از پایان جنگ، سلاح را کنار گذاشت و قلم به دست گرفت تا آنچه را که در دل ویرانهها زیسته بود، روایت کند. حالا اما، شهیچ یکی از برجستهترین چهرههای ادبیات اروپای شرقی بهشمار میرود؛ نویسندهای که توانست تروماهای جنگ را به شعر و داستان و رمان بدل کند. نقطه عطف کارنامه فاروک، رمان «اونای آرام» بود؛ ترجمه و انتشار این اثر در ایران و ضرورت بازخوانی ادبیاتِ جنگ، بهویژه با توجه به تجربهزیسته ماایرانیان در ماههای اخیر، فرصتی شد تا به سراغ فاروک شهیچ برویم. 🔹تجربههای زیسته من پیوسته گسترش مییابد، در حالی که او بهعنوان یک شخصیت ادبی، در محدودههمان کتاب باقی میماند. من اما زندانی یک کتاب نیستم؛ بهعنوان نویسنده، وظیفه دارم فراتر از مرزهای یک رمان حرکت کنم، در قلم خود پیشرفت کنم، تکامل یابم و به سراغ موضوعات تازهتر بروم. در واقع، نوشتن سفری است بیانتها که هرگز به مقصد نمیرسد.🔹رسالت من، نوشتن از رنجها، تروماها، گذشته و جنگ است؛ و من این کار را فارغ از برخوردِ حکومتها انجام میدهم. اساسا ما برای چنین حکومتی نجنگیدیم؛ ما برای فرهنگ، مذهب و میهنمان جنگیدیم و دقیقا به همین دلیل مورد حمله قرار گرفتیم. ما از نسلکشی جان سالم به در بردیم و با دستان خود از کشورمان دفاع کردیم. در آن دفاع، ایران نیز به ما یاری رساند و ما بههمین دلیل سپاسگزار ایران هستیم؛ بسیاری از مردم بوسنی از این کمک آگاهاند و آن را فراموش نمیکنند.🔹نوشتن هم تلاشی برای عبور از تروماهای شخصی و جمعی و کوششی برای غلبه بر آنها یا التیامشان است و هم وسیلهای برای ثبت روایات و داستانها؛ برای آنکه فراموش نشوند و حافظهتاریخی یک ملت حفظ شود. برای من، نوشتن شیوهای است برای مواجهه با جهان؛ در حقیقت، نوشتن پاسخی است به بیعدالتیهایی که ما را احاطه کردهاند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادیهایش، از لذتهای جهان و بهویژه از عشقِ انسانها. 🔹ادبیات و کلمات برای بقای بشریت حیاتیاند و همواره پابرجا خواهند ماند. هرچقدر هم که گوشمان را با وعدهبهبود همیشگی زندگی توسط هوش مصنوعی پر کنند، حقیقت تغییر نمیکند؛ آنچه من از هوش مصنوعی میبینم، ابزاری نیست جز برای کشتن کودکان و غیرنظامیان بیگناه در گوشه و کنار جهان ازجمله در غزه. هرگز باور نخواهم کرد که یک «ماشین» بتواند بهتر از یک انسانِ زنده بنویسد. کتاب همیشه آینهای خواهد بود برای جستوجوی رؤیاهایمان.🔹ادبیات میتواند پیونددهنده گسستها باشد، اما این سربازان بودند که جنگیدند و بوسنی را حفظ کردند. ادبیات و دیگر شاخههای هنر، در التیام زخمهای ما بسیار مؤثرند، چنانکه ما پس از جنگ بوسنی، شاهد شکوفایی ادبیات و سینمایی بودیم که به موضوعاتی چون جنگ و خشونتهای تحمیلی صربستان و نیز نقش کرواسی در آن دوران میپرداختند. ادبیات میآید تا به یک انسان، یک جامعه یا حتی یک ملت تسلی ببخشد، اما بقای یک کشور، بیش از آنکه مدیون کلمات باشد، مرهون مبارزه و مقاومت مردمش است.🔹من بهعنوان یک نویسنده برای بقا میجنگم و این مبارزهمن است. اما تصور کنید اگر من بهعنوان یکی از پرترجمهترین و پرافتخارترین نویسندگان بوسنی، ناچارم برای نوشتن بجنگم، وضعیت کسانی که تازه نویسندگی را آغاز کردهاند یا معروف نیستند، چگونه است و آنها در چه وضعیتی گرفتارند؟ در اینجا، نوشتن، خود نوعی فداکاری است.🔹ادبیات میتواند ابزاری برای مقاومت باشد، بدون آنکه نویسنده یا اثرش به بازیهای سیاسی روز آلوده شود؛ این به خودِ نویسنده بستگی دارد. من هیچوقت به دنبال فعالیت سیاسی نبودهام. شکلهای مختلفی از ادبیات داستانی وجود دارد؛ همهنویسندگان یکسان نیستند و نمیتوانند سنگینیِ تاریخ را به یک شکل به دوش بکشند. من کسانی را که به دنیای ادبی خود پناه میبرند و بهاصطلاح «جهانهای ادبیِ خودمختار» میآفرینند، محکوم نمیکنم؛ اگرچه شخصا معتقدم چیزی به نام «خودمختاریِ ادبیات» وجود ندارد.💢بیشتر بخوانید👇sharghdaily.com/fa/tiny/news-1112698@shar… با فاروک شهیچ، شاعر و نویسنده بوسنیایی🔺همه میخواهند فاشیست باشند!✍️ آرتین توکلی🔹فاروک شِهیچِ بوسنیایی میان دو هویت سرگردان است؛ کهنهسربازی که هنوز از تنش بوی باروت و خون میآید، و شاعر و نویسندهای که میان ویرانهها، همچنان در پیِ واژههاست. آغاز جنگ بوسنی در سال 1992، ناگزیر مسیر زندگیاش را به جبهه نبرد کشاند. پس از پایان جنگ، سلاح را کنار گذاشت و قلم به دست گرفت تا آنچه را که در دل ویرانهها زیسته بود، روایت کند. حالا اما، شهیچ یکی از برجستهترین چهرههای ادبیات اروپای شرقی بهشمار میرود؛ نویسندهای که توانست تروماهای جنگ را به شعر و داستان و رمان بدل کند. نقطه عطف کارنامه فاروک، رمان «اونای آرام» بود؛ ترجمه و انتشار این اثر در ایران و ضرورت بازخوانی ادبیاتِ جنگ، بهویژه با توجه به تجربهزیسته ماایرانیان در ماههای اخیر، فرصتی شد تا به سراغ فاروک شهیچ برویم. 🔹تجربههای زیسته من پیوسته گسترش مییابد، در حالی که او بهعنوان یک شخصیت ادبی، در محدودههمان کتاب باقی میماند. من اما زندانی یک کتاب نیستم؛ بهعنوان نویسنده، وظیفه دارم فراتر از مرزهای یک رمان حرکت کنم، در قلم خود پیشرفت کنم، تکامل یابم و به سراغ موضوعات تازهتر بروم. در واقع، نوشتن سفری است بیانتها که هرگز به مقصد نمیرسد.🔹رسالت من، نوشتن از رنجها، تروماها، گذشته و جنگ است؛ و من این کار را فارغ از برخوردِ حکومتها انجام میدهم. اساسا ما برای چنین حکومتی نجنگیدیم؛ ما برای فرهنگ، مذهب و میهنمان جنگیدیم و دقیقا به همین دلیل مورد حمله قرار گرفتیم. ما از نسلکشی جان سالم به در بردیم و با دستان خود از کشورمان دفاع کردیم. در آن دفاع، ایران نیز به ما یاری رساند و ما بههمین دلیل سپاسگزار ایران هستیم؛ بسیاری از مردم بوسنی از این کمک آگاهاند و آن را فراموش نمیکنند.🔹نوشتن هم تلاشی برای عبور از تروماهای شخصی و جمعی و کوششی برای غلبه بر آنها یا التیامشان است و هم وسیلهای برای ثبت روایات و داستانها؛ برای آنکه فراموش نشوند و حافظهتاریخی یک ملت حفظ شود. برای من، نوشتن شیوهای است برای مواجهه با جهان؛ در حقیقت، نوشتن پاسخی است به بیعدالتیهایی که ما را احاطه کردهاند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادیهایش، از لذتهای جهان و بهویژه از عشقِ انسانها. 🔹ادبیات و کلمات برای بقای بشریت حیاتیاند و همواره پابرجا خواهند ماند. هرچقدر هم که گوشمان را با وعدهبهبود همیشگی زندگی توسط هوش مصنوعی پر کنند، حقیقت تغییر نمیکند؛ آنچه من از هوش مصنوعی میبینم، ابزاری نیست جز برای کشتن کودکان و غیرنظامیان بیگناه در گوشه و کنار جهان ازجمله در غزه. هرگز باور نخواهم کرد که یک «ماشین» بتواند بهتر از یک انسانِ زنده بنویسد. کتاب همیشه آینهای خواهد بود برای جستوجوی رؤیاهایمان.🔹ادبیات میتواند پیونددهنده گسستها باشد، اما این سربازان بودند که جنگیدند و بوسنی را حفظ کردند. ادبیات و دیگر شاخههای هنر، در التیام زخمهای ما بسیار مؤثرند، چنانکه ما پس از جنگ بوسنی، شاهد شکوفایی ادبیات و سینمایی بودیم که به موضوعاتی چون جنگ و خشونتهای تحمیلی صربستان و نیز نقش کرواسی در آن دوران میپرداختند. ادبیات میآید تا به یک انسان، یک جامعه یا حتی یک ملت تسلی ببخشد، اما بقای یک کشور، بیش از آنکه مدیون کلمات باشد، مرهون مبارزه و مقاومت مردمش است.🔹من بهعنوان یک نویسنده برای بقا میجنگم و این مبارزهمن است. اما تصور کنید اگر من بهعنوان یکی از پرترجمهترین و پرافتخارترین نویسندگان بوسنی، ناچارم برای نوشتن بجنگم، وضعیت کسانی که تازه نویسندگی را آغاز کردهاند یا معروف نیستند، چگونه است و آنها در چه وضعیتی گرفتارند؟ در اینجا، نوشتن، خود نوعی فداکاری است.🔹ادبیات میتواند ابزاری برای مقاومت باشد، بدون آنکه نویسنده یا اثرش به بازیهای سیاسی روز آلوده شود؛ این به خودِ نویسنده بستگی دارد. من هیچوقت به دنبال فعالیت سیاسی نبودهام. شکلهای مختلفی از ادبیات داستانی وجود دارد؛ همهنویسندگان یکسان نیستند و نمیتوانند سنگینیِ تاریخ را به یک شکل به دوش بکشند. من کسانی را که به دنیای ادبی خود پناه میبرند و بهاصطلاح «جهانهای ادبیِ خودمختار» میآفرینند، محکوم نمیکنم؛ اگرچه شخصا معتقدم چیزی به نام «خودمختاریِ ادبیات» وجود ندارد.💢بیشتر بخوانید👇sharghdaily.com/fa/tiny/news-1112698@shar…
