🔻روایت میدانی «شرق» از کسبوکارهای آسیبدیده پس از موشکباران در یکی از میدانهای شهر🔺میدان نیلوفر؛…
انتشار: 2026/08/10 09:01 UTCدریافت: 2026/08/10 09:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 09:45 UTC
🔻روایت میدانی «شرق» از کسبوکارهای آسیبدیده پس از موشکباران در یکی از میدانهای شهر🔺میدان نیلوفر؛ ۱۶۳ روز بعد✍️ محمدحسین موسوی🔹داربست بلندی ساختمان را نگه داشته. ساختمان دو طبقه دارد که در طبقه اول رستوران زنجیره معروفی قرار گرفته و در طبقه دوم کافه بزرگی دیده میشود. از موشکباران تهران چندین ماه گذشته، اما هنوز با هر باد، گرد و غبار از ساختمانهای ویرانشده که هنوز بازسازی نشدهاند، بلند میشود، پخش میشود و زخم جنگ را به یاد ساکنان «نیلوفر» میآورد.🔹حدود ساعت ۹ شب دهم اسفند ۱۴۰۴ میدان نیلوفر و خیابان عشقیار موشکباران شد؛ بقایای آن حمله بعد از ۱۵۰ روز به وضوح قابل مشاهده است. در میانه خیابان، از ساختمان بزرگ «کلانتری ۱۰۴ عباسآباد» فقط زمینی وسیع پر از خاک و تکهشیشه و خردهآهن باقی مانده است. تابلوی کوچه کناری کلانتری، کنده شده اما روی نقشه نام کوچه «رمضانی ۹» نوشته شده؛ کوچهای که شش، هفت ساختمان آن آسیب جدی دیدهاند. حداقل دیوارهای داخلی سه ساختمان ریخته، در یکی از خانهها خودرویی له شده بیصاحب رها شده، روی دیوارها و درها سوراخهایی دیده میشود؛ جای ترکشهایی است که هر کدام میتوانست جان یک انسان را بگیرد. اما این تمام ماجرا نیست، جز سوپرمارکت آن مرد جوان، میدان نیلوفر پُر است از مغازهها و فروشگاههایی که آسیب دیدهاند و حالا یا با تلاش خود کاسبان بازگشایی شدهاند، یا با کرکرههای پایین، به حال خود رها شدهاند.🔹آفتاب تند تابستان آسفالت را داغ کرده، هر عابری از شدت گرمای مرداد دنبال پناهگاهی خنک است، اما «مرد جوان» با تیشرت آبی بیتوجه به گرما، در سوپرمارکت بدون کولر، نشسته است: «سه یخچال داشتم، یک کولرگازی ۲۴ هزار در مغازه نصب بود و سرتاسر مغازه پر از اجناس مختلف بود. اما حالا از تمام آن تجهیزات و اجناس همینها باقی مانده است». در مغازه از سه یخچال، دو یخچال مانده که هر دو را با هزینه شخصی، تعمیر کرده. یخچالهای بستنی را هم چون امانتی یک شرکت بود، با اصرار او، توسط شرکت تعمیر شده است، اغلب قفسهها خالی است، سوپرمارکت در طبقه همکف ساختمانی اداری قرار دارد که کاملا تخلیه شده و به لطف نصب تیرآهن سرپاست:«هیچکس کمکی نکرده است، مثلا از صنف ما کسی نیامد حداقل اجناس مرا بردارد حتی با قیمت خرید تا فاسد نشوند، کارشناس برای ارزیابی خسارت آمد اما اصلا با دقت ارزیابی نکرد، کولر گازی من را با کولر آبی مغازه کناری یکی در نظر گرفت، هیچکس هم نیامد بگوید آسیبهایی که به اجناس ما خورده، چه میشود. برفرض آمدند و ساختمان را درست کردند، کرکرهها و شیشهها را انداختند، خب سرمایه و تجهیزاتم که حاصل سالها تلاشم است و از بین رفته، چه میشود؟».🔹«با نهایت تأسف و تأثیر بهمناسب درگذشت چهلمین روز شهادت پدری مهربان و وفادار شهید کامران پسنگک مراسم بزرگداشتی برگزار میشود». روی دیوار اولین ساختمان «کوچه رمضانی ۹» که بهشکل معجزهآسایی هنوز سرپا مانده است اما قابل سکونت نیست، چند عکس و اعلامیه چسبانده شده است؛ نام و یادی از کسانی که ساکن همین کوچه بودند اما بعد از آن حمله کشته شدند.🔹مردی با یک گونی بر پشت و پوستی سوخته از شدت آفتاب، در حال گذر است، لنگ میزند. پای راستش را که بلند میکند سوراخی عمیق در کف کفشش دیده میشود و پانسمان کدری که از پشت سوراخ نمایان است: «این کوچه معمولا راه رفت و آمد من و کسانی است که در این منطقه کار میکنند. چند شب پیش داشتم میرفتم که ضایعات ساختمان در حال ساختهشدن کوچه روبهروی «رمضانی ۹» را بردارم، چند قدم که در کوچه راه رفتم ناگهان پایم تیر کشید و فهمیدم یک تکه شیشه بزرگ کفشم را سوراخ کرده است».🔹نبش خیابان، در فاصلهای نزدیک به ساختمان کلانتری، بوتیک کوچکی قرار گرفته است. صاحب مغازه با دو نفر از دوستانش در مغازه نشستهاند، او لبخندی از سر ناامیدی بر لب دارد و میگوید؛ شیشهها، کرکره، تابلو، چراغها، سیمکشی، کولر و دکور خاص مغازه آسیب دیده و بخش زیادی از کالاهایش نیز از بین رفته یا به سرقت رفته است. انبار روبهروی مغازه هم خسارت دیده و سه خودروی او همچنان در صافکاری است. با این حال، کمک بلاعوضی دریافت نکرده و فقط تسهیلات ۴۰۰ میلیون تومانی در اختیارش گذاشتهاند؛ پولی که تأکید میکند وام است و باید آن را پس بدهد: «پولی بابت خسارت به ما ندادند، یک وام دادند که باید پس بدهیم. هزینه تعویض شیشه، کرکره، تابلو، چراغ، سیمکشی و کولر را حساب کنید کلی پول میشود. حالا به اینها سه ماشین و انباری که از بین رفته هم باید اضافه شود».💢بیشتر بخوانید👇sharghdaily.com/fa/tiny/news-1120325@shar…
