کنسرواتوار موسیقی تهران برگزار میکند:🎼دورههای آمادگی آزمون کارشناسی ارشد موسیقی ۱۴۰۶🎁 ۱۰٪ تخفیف و…
انتشار: 2026/08/08 09:43 UTCدریافت: 2026/08/15 03:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:30 UTC
کنسرواتوار موسیقی تهران برگزار میکند:🎼دورههای آمادگی آزمون کارشناسی ارشد موسیقی ۱۴۰۶🎁 ۱۰٪ تخفیف ویژه اعضای کانون موسیقی دانشگاه صنعتی شریف (ظرفیت محدود)اگر قصد شرکت در آزمون کارشناسی ارشد موسیقی را دارید، در این دورهها تمامی مباحث موردنیاز آزمون زیر نظر اساتید مجرب و همراه با آزمونهای آزمایشی و تحلیل نتایج ارائه میشود.📚 دروس دوره: 🔹 هارمونی🔹 کنترپوآن🔹 مبانی نظری موسیقی جهانی(تئوری موسیقی، تاریخ موسیقی، فرم و آنالیز)🔹 مبانی نظری موسیقی ایرانی🔹 سازشناسی سمفونیک و ایرانی🔹 مبانی اتنوموزیکولوژی🔹 زبان تخصصی✅ همراه با آزمونهای آزمایشی، کارنامه تحلیلی و برنامهریزی آموزشی هدفمند🎓 مناسب برای تمامی گرایشهای کارشناسی ارشد موسیقی: • نوازندگی موسیقی ایرانی• نوازندگی موسیقی جهانی• آهنگسازی• اتنوموزیکولوژی🔴 برای دریافت کد تخفیف و ثبتنام، با روابط عمومی کانون موسیقی در ارتباط باشید.🎼 کانون موسیقی دانشگاه شریف📢 @sharifmusicgroup📷 Instagram
پستهای تلگرام — کانون موسیقی دانشگاه صنعتی شریف
کانون موسیقی دانشگاه صنعتی شریف pinned a photo
🎹 اطلاعیه آغاز ثبت نام کلاس های کانون موسیقی در ترم تابستان ۱۴۰۵با سلام خدمت هنرجویان گرامی.لیست به روز شدهی کلاسهای کانون موسیقی، در این پیام آورده شده است.🎶 کلاسهای آموزشی این ترم در یک جلسه ۳۰ دقیقهای در هفته برگزار میشوند. هزینه هر جلسه برای دانشجویان شریف ۳۵۰ هزار تومان و برای سایر افراد (غیر شریفی ها، فارغ التحصیلان، کارکنان و...) ۴۵۰ هزار تومان می باشد.📞 جهت شرکت در هر کلاس، با استاد مربوطه تماس حاصل فرمائید.💬 برای ارائه نظرات، پیشنهاد و انتقادات خود درباره کلاسها و اساتید، با مسئول آموزش یا روابط عمومی کانون در تماس باشید.🎼 کانون موسیقی دانشگاه شریف📢 @sharifmusicgroup📷 Instagram
امروز داستان یکی از دراماتیکترین و تکاندهنده ترین قطعههای دوره رمانتیک را باهم دنبال میکنیم.قطعه Erlkönig یا همان پادشاه الفها یک اثر، درباره شعری است که به قلم یوهان ولفگانگ فون گوته نگاشته شدهاست.فرانتس شوبرت در سال ۱۸۱۵، زمانی که تنها هجده سال داشت، بعد از خواندن این شعر، چنان مسحور و هیجانزده شده بود که نقل شده این قطعه را در عرض چند ساعت نوشت.شعر روایتگر داستان پدری است که در نیمه شب، در تلاش است فرزند خود را که سخت بیمار است به نزدیکترین پزشک برساند.قطعه بر پایهٔ یک الگوی ثابت و بیوقفه در پیانو استوار است که در اصطلاح موسیقی به آن «اوستیناتو» (Ostinato) میگویند. تریولههای تند و بیوقفه که دست راست پیانیست با سرعت بالا اجرا میکند، تاختن اسب و اضطرابی که در دل پدر وجود دارد را در ذهن مخاطب به تصویر میکشد.آنچه این اثر را به یک شاهکار تبدیل میکند، تفکیک چهار شخصیت داستان تنها توسط یک خواننده است.شوبرت برای هر یک از شخصیتهای داستان یک بازه صدایی تعریف کرده که حس هر کاراکتر را در داستان به شنونده القا میکند.صدای راویِ داستان در محدودهٔ صوتی میانه قرار دارد که نشاندهنده بیطرفی او است. صدای شخصیت پدر که سعی دارد فرزندش را آرام کند، در بازه صوتی بم و در گام مینور قرار دارد بطوری که ناراحتی او را از بیمار بودن فرزندش و بیقراریاش را بطور کامل نشان میدهد. صدای شخصیت کودک که در حال هذیان گفتن از تب است، در محدودهٔ صوتیِ بسیار بالا و با نغمههایی پرشی و دیسونانت (نامطبوع) اجرا میشود، که نشان از بیقراری و ترس کودک دارد.و اما شخصیتِ چهارم، یعنی همان پادشاه الفها که نماد مرگ است، هوشمندانهترین ملودی را دارد. او در گام ماژور میخواند، یعنی برخلاف انتظار، ملودیاش بسیار شیرین، وسوسهکننده و فریبنده است که گویای تلاشهای مرگ برای فریب دادن کودک با لحنی آرام و شیرین است. در پایان داستان، الگوی تکرار شونده تریولهها به یکباره قطع میشود. سکوت محض! راوی با صدایی خشک و بیآلایش میخواند:«در آغوشش… کودک مرده بود.»بعد از آن پایان با آکوردهایی سهمگین و کوبنده، پیام مرگ کودک را در آغوش پدرش به طرز شوکه کنندهای به گوش مخاطب میرساند.این اثر نمونهٔ بارز این است که چطور یک آهنگساز میتواند یک داستانِ کاملِ تراژیک را بدون نیاز به هیچگونه دکور یا بازیگری، تنها با نتها و اصوات روایت کند.نویسنده: حسامالدین رازقی#معرفی_قطعه📢 @sharifmusicgroup📷 Instagram
از یک خانهی ساده در تهران، تا تبدیل شدن به صدایی که هنوز در حافظهی میلیونها نفر زنده است…🎙️♥️در این اپیزود از پرگار، با روایتی داستانی، زندگی بانو هایده را از آغاز مسیر هنری تا ماندگار شدن نامش در تاریخ موسیقی ایران دنبال میکنیم:)🔹🎧نسخه کامل این اپیزود; هم اکنون در کستباکس و شنوتو در دسترس است. برای آشنایی با دنیای «پرگار»، اپیزود صفر را بشنوید؛ و برای همراهی با اپیزودهای بعدی، «پرگار» را در پلتفرم پادکست مورد علاقهتان دنبال کنید.✨✍🏻 نویسنده و مدیر تولید: متین آزادی @matinazadi_1🎙 گویندگان: پرنیان محمدی @isparniyan | امیرعلی انگوتی @amiraliangooti🎚 تدوین و میکس صدا: بابک علایی @call_babak📚 پژوهش و گردآوری اطلاعات: مریم قدسی @Noahbadom | پارمیس محمدیفر @yuiinana🖼️ طراحی کاور و هویت بصری: حنا خداوردیان @HannnaHMii| ستایش بوسعیدی @Isetbo| مینا جمشیدی @minashayaan 🔹این اپیزود در همخوانی شریف و با همکاری کانون موسیقی شریف؛ تهیه و تولید شده است.امیدواریم از شنیدنش لذت ببرید👀💙📖@sut_reading🎼@sharifmusicgroup
معرفی موسیقی: آلبوم عشق داند ساز و آواز در ابوعطا آواز: استاد محمدرضا شجریان نوازنده تار: استاد محمدرضا لطفی اشعار: حافظ، بابا طاهر، عارف قزوینی توضیحات و داستان آلبوم: این آلبوم در سال ۱۳۵۹ در سفارت آلمان اجرا شد و ۱۷ سال بعد منتشر شد. اما چیزی که این…اما ماجرا از زبان خود استاد لطفی:«آن روزی که برای کنسرت سفارت آلمان آماده میشدیم، قرارمان با استاد شجریان این بود که ایشان به منزل من بیایند و از آنجا با هم به سمت سفارت حرکت کنیم. ساعت اجرای کنسرت شش عصر بود.قبل از آن، حدود ساعت چهار، برای دیدار یکی از دوستان آهنگسازم رفتم تا نت موسیقیای را که مربوط به سرود زنان بود به ایشان برسانم.اتفاقاً همان روز سخنرانی بنیصدر در دانشگاه برگزار میشد و فضای جامعه هم در آن روزها ملتهب بود.وقتی از منزل ایشان بیرون آمدم، دو نفر از اعضای کمیته به این ملاقات مشکوک شدند و گفتند باید برای پاسخ به چند سؤال همراهشان به کمیته بروم.همراهشان رفتم و قرار شد با ماشین خودم حرکت کنیم. اما به خاطر شلوغی اطراف دانشگاه، مسیر کاملاً قفل شده بود. از آنها خواهش کردم اجازه بدهند از کوچههای اطراف بروم تا زودتر برسیم. وقتی ازدحام را دیدند، موافقت کردند، اما بخش زیادی از زمان از دست رفته بود.به کمیته رفتیم، توضیح دادم که دلیل آن ملاقات چه بوده و سوءتفاهم برطرف شد. اما دیگر ساعت نزدیک هفت شده بود.دیدم اگر بخواهم با ماشین برگردم، قطعاً به اجرا نمیرسم. به استاد شجریان تلفن کردم. نظر ایشان این بود که اجرا را لغو کنیم؛ چون از قبل هم احتمال چنین مشکلاتی را داده بودیم و طبیعتاً اعتبار موسیقی ما مقابل مهمانان خارجی برای ایشان و برای من اهمیت زیادی داشت.اما من گفتم این هم یکی از چالشهای اجرای زنده است و زندگی هم همین است؛ پس اجرا میکنیم.از آنجا تا خانه را دویدم، چون با ماشین دیگر امکان رسیدن وجود نداشت. بعد هم با هر حالی که بود ساز را برداشتیم و خودمان را به سفارت آلمان رساندیم.استاد شجریان هم با دستگاه خودشان این کنسرت را ضبط کردند؛ کنسرتی که به نظر من یکی از زیباترین اجراهای بداههپردازانهی ابوعطا است که در اختیار داریم...»تحلیل و تفکیک جزئی تر قطعات آلبومبا تشکر از آقای عرفان احمدی#معرفی_قطعه📢 @sharifmusicgroup📷 Instagram
معرفی موسیقی:آلبوم عشق داندساز و آواز در ابوعطاآواز: استاد محمدرضا شجریان نوازنده تار: استاد محمدرضا لطفیاشعار: حافظ، بابا طاهر، عارف قزوینیتوضیحات و داستان آلبوم:این آلبوم در سال ۱۳۵۹ در سفارت آلمان اجرا شد و ۱۷ سال بعد منتشر شد.اما چیزی که این آلبوم را تا این حد متمایز و خاص میکند، این است که بخش مقدمه و ساز و آواز آن تا حد زیادی بر پایهی بداهه شکل گرفته و فضای اجرا کاملاً متکی به حالوهوای همان لحظه است. 🙂هنر بداههپردازی در موسیقی اصیل ایرانی واقعاً جای تأمل دارد. البته بداهه در موسیقی ایرانی به این معنا نیست که همه چیز از صفر و بدون هیچ پیشزمینهای خلق شود؛ نوازنده و خواننده سالها ردیف، جملهها و شیوههای اجرایی را در ذهن و جان خود پرورش میدهند و در لحظه از آن سرمایه بهره میگیرند. اما با این حال، هماهنگی و گفتوگوی آنی میان دو هنرمند در هنگام اجرا، هنری است که در هر موسیقیای به این شکل کمتر دیده میشود. اینکه دو نفر بتوانند بدون تمرین برای یک اجرای مشخص، تا این اندازه با یکدیگر همنفس شوند و چنین اثری خلق کنند، واقعاً اتفاق کوچکی نیست.استاد لطفی در یکی از همایشها:«زمانی یک کار ایدهآل میشود که نوازنده و خواننده دلهایشان با هم کوک باشد. من و آقای شجریان بعد از این همه سال دیگر همدیگر را میشناختیم و نود درصد اوقات اینطور بود که چیزی را که من دوست داشتم، ایشان هم در همان لحظه دوست داشتند و برعکس. اینطور "عشق داند"هاست که موسیقی ما را زنده نگه میدارد و خوب است که جوانها هم بتوانند این حال را در بداههپردازیهایشان تجربه و ارائه کنند.»این آلبوم تا حدی ویژه است که استاد هوشنگ ابتهاج در دو مصاحبه مختلف از حس و حالشان نسبت به آن صحبت کردهاند.در یکی از آنها، خطاب به خود استاد لطفی میگویند:«اگر میدانستم چنین کنسرتی در سفارت آلمان برگزار شده، میآمدم سرم را از لای در میآوردم تو، شاید دلشان به حال این پیرمرد میسوخت و اجازه میدادند بیایم داخل و گوش دهم»!در مصاحبهی دیگری هم که از ایشان درباره احساسشان نسبت به زندگی سؤال میشود، پاسخ میدهند که از زندگیشان بسیار راضی هستند؛ چون این شانس را داشتهاند که تجربههایی را از سر بگذرانند که قدرشان را میدانند. بعد چند مورد را نام میبرند که یکی از آنها همین آواز ابوعطای استاد شجریان است.حالا وقتی صحبت از بداههپردازی در اجرا میشود، طبیعتاً میدانیم که حال و هوای نوازنده و خواننده در آن لحظه میتواند تأثیر زیادی بر نتیجهی نهایی داشته باشد. اما فکر میکنید استاد لطفی در آن روز در چه شرایطی بودند؟استاد شجریان اینطور روایت میکنند:«زمانی که برای کنسرت سفارت آلمان آماده میشدیم، قرارمان ساعت شش بود، اما لطفی حدود یک ساعت و نیم دیر رسید.من واقعاً ناراحت شده بودم، چون این را اصلاً درست نمیدانستم که اعتبار فرهنگ و موسیقی ما مقابل مهمانان خارجی با بدقولی و دیر رسیدن خدشهدار شود.وقتی لطفی رسید، با ناراحتی از او پرسیدم: کجا بودی؟گفت: هیچی نگو و نپرس! از کمیته، دعوا و شلوغی دانشگاه با حال خراب و اعصاب بههمریخته تازه توانستم خودم را برسانم.بعد به او گفتم: خب، با این حال میخواهی ساز بزنی؟گفت: آره، اجرا میکنیم؛ اتفاقاً حس و حال متفاوتی خواهد داشت.و همانطور که در آلبوم میشنوید، لطفی در بسیاری از لحظات با شدت و هیجان ساز مینوازد؛ گاهی آنقدر پرقدرت مضراب میزند که انگار تمام احساسات آن روزش را از طریق ساز بیان میکند.»مصداق صحبت استاد شجریان را، برای مثال، میتوانید در این بخشها بشنوید:21:06که ناگهان شدت و حجم مضرابزنی به شکل محسوسی افزایش پیدا میکند.و همینطور در 6:17، در سراسر پیشدرآمد، این حال و هوای خاص استاد لطفی کاملاً قابل احساس است.

