صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش بادور نه اندیشهٔ این کار فراموشش بادآن که یک جرعه مِی از دست توان…
انتشار: 2026/07/01 13:30 UTC
صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش بادور نه اندیشهٔ این کار فراموشش بادآن که یک جرعه مِی از دست توانَد دادندست با شاهدِ مقصود در آغوشش بادپیرِ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفتآفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوشَش بادشاهِ تُرکان، سخنِ مدعیان میشِنَوَدشرمی از مَظلَمِهٔ خونِ سیاوشش بادگر چه از کِبر، سخن با منِ درویش نگفتجان فدایِ شِکَرینپستهٔ خاموشش بادچشمم از آینهدارانِ خط و خالش گشتلبم از بوسهرُبایانِ بَر و دوشش بادنرگسِ مستِ نوازشکُنِ مردمدارَشخونِ عاشق به قدح گر بِخورد نوشش بادبه غلامیِ تو مشهورِ جهان شد حافظحلقهٔ بندگیِ زلفِ تو در گوشش باد#حضرت_عشق_حافظ .
