خوشا آنکس که جانش از تو سوزدچو شمعی پای تا سر بر فروزدخوشا عشق و خوشا ناکامی عشقخوشا رسوایی و بدنام…
انتشار: 2026/07/08 10:28 UTC
خوشا آنکس که جانش از تو سوزدچو شمعی پای تا سر بر فروزدخوشا عشق و خوشا ناکامی عشقخوشا رسوایی و بدنامی عشقخوشا برجان من، هر شام و هر روزهمه درد و همه داغ و همه سوزخوشا عاشق شدن، اما جداییخوشا عشق و نوای بینواییخوشا در سوز عشقی سوختن هادرون شعله اش افروختن هاچو عاشق از نگارش کام گیردچراغ آرزوهایش بمیرداگر می داد «لیلی» کام «مجنون»کجا افسانه می شد نام «مجنون»؟هزاران دل به حسرت خون شد از عشقیکی در این میان مجنون شد از عشقدر این آتش هرآنکس بیشتر سوختچراغش در جهان روشنتر افروختنوای عاشقان در بینواییستدوام عاشقی ها در جداییست#مهدی_سهیلی.
