دلم برای باغچه میسوزدکسی به فکر گلها نیستکسی به فکر ماهیها نیستکسی نمیخواهدباور کند که باغچه دا…
انتشار: 2026/07/09 12:11 UTC
دلم برای باغچه میسوزدکسی به فکر گلها نیستکسی به فکر ماهیها نیستکسی نمیخواهدباور کند که باغچه دارد میمیردکه قلبِ باغچه در زیر آفتاب ورم کرده استکه ذهن باغچه دارد آرام آراماز خاطرات سبز تهی میشودو حس باغچه انگارچیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیدهست.حیاط خانهٔ ما تنهاستحیاط خانهٔ مادر انتظار بارش یک ابرِ ناشناسخمیازه میکشدو حوض خانهٔ ما خالیستستارههای کوچک بیتجربهاز ارتفاع درختان به خاک میافتندو از میان پنجرههای پریدهرنگ خانهٔ ماهیهاشبها صدای سرفه میآیدحیاط خانهٔ ما تنهاست.«دلم برای باغچه میسوزد»
