بیتاب شدن؛ دم نزدن؛... عادتم این استبا خونِ جگر ساختهام؛ قسمتم این استجان میدهم از گریه اگر نام…
انتشار: 2026/07/10 14:10 UTC
بیتاب شدن؛ دم نزدن؛... عادتم این استبا خونِ جگر ساختهام؛ قسمتم این استجان میدهم از گریه اگر نام تو آیدعمریست که رسم دلِ کمطاقتم این است!بعد از تو به تصویر تو خو کرده نگاهمبیچارهام آنقدر که همصحبتم این است!جون درِّ یتیمی که رها در دلِ دریاستتنها شدهام؛ گوشهای از غربتم این استمیمیرم از این غم که در آغوش تو ای دوست یکبار نشد گریه کنم؛ حسرتم این است
