چشمِ دیوانه به دیدار رخت روشن شدهر کسی دید تو را، با دل خود دشمن شددر جهانی پرِ بدذاتی و بیمهری عج…
انتشار: 2026/07/18 09:24 UTC
چشمِ دیوانه به دیدار رخت روشن شدهر کسی دید تو را، با دل خود دشمن شددر جهانی پرِ بدذاتی و بیمهری عجب!بوسه با عشق به لبهای تو مستهجن شد!سخت میشد به خدا رفتنِ جانم، تو ببخش!ماجرای تو اگر یوسف و پیراهن شدسنگدل بودی و رفتی و دل سادهی من از همآغوشی غم بر تبت آبستن شداشک زاییده شد از چشمِ به در دوختهاموقتِ از تهمت این خلق نترسیدن شد!آنقدر چشم به راه تو نشستم سر راه...که در این قصه، زنی ساکن راهآهن شد بعدِ تو دردِ مرا کوه به دوشش نکشیداینچنین قصّهی این رابطه، مردافکن شدخواستم سنگ شوم، تاب بیارم ز غمتسنگ، شرمنده در این سنگ شدن، از من شد!#مریم_صفری.
