می روم تا با سکوت خاطراتت سر کنماز تنِ احساسْ نبضِ خستگی را در کنممیروم از شهر چشمان تو قدری دور تر…
انتشار: 2026/08/18 18:45 UTCدریافت: 2026/08/20 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 00:35 UTC
می روم تا با سکوت خاطراتت سر کنماز تنِ احساسْ نبضِ خستگی را در کنممیروم از شهر چشمان تو قدری دور ترهیچ جا تنها نمی مانم اگر لب تر کنم!پشت پلکِ اضطرابِ چشمهایت تا چه حدمیتوانم درد این احساس را کمتر کنم ؟ میزنم فریاد در نای غزل تا بعد از اینگوش قلبم را برای حرف هایت کر کنممیروم که با الفبای خدا عاشق شوم تا به تنهایی کتاب عشق را از بر کنم!رد پاهایی غریبم خالی از حجم گناهراهی ام، باید خودم را باز هم باور کنم#اسماعیل_زارع🌱🌹