از بناگوش تو هر شب گله سر خواهم کردشب خود را به همین شیوه سحر خواهم کردمو به مو بندهی آن زلف سیه خ…
انتشار: 2026/07/01 20:30 UTC
از بناگوش تو هر شب گله سر خواهم کردشب خود را به همین شیوه سحر خواهم کردمو به مو بندهی آن زلف سیه خواهم شدسال ها خواجگی دور قمر خواهم کردبا خَمِ ابروی او نَردِ هوس خواهم باختپیش شمشیر بلا سینه سپر خواهم کردگندم خال وی از جنت او خواهم چیدمن هم از روی صفا کار پدر خواهم کردزان لب تنگ شکربار سخن خواهم گفتهمهی شهر پر از تنگ شکر خواهم کردهم ز خاک در او سوی سفر خواهم رفتهم لب خشک به آب مژه تر خواهم کردخون دل در غم یاقوت لبش خواهم ریختدیده را غرقه به خونآب جگر خواهم کردآخر از دست غمش چاک به دل خواهم زدعاقبت از ستمش خاک به سر خواهم کرددل به زنار سر زلف بتان خواهم بستخویشتن را به ره کفر سمر خواهم کردنعره خواهم زد و در دشت جنون خواهم تاختشعله خواهم شد و در سنگ اثر خواهم کردگر فروغی رخ او بار دیگر خواهم بردکی به جز دادن جان کار دگر خواهم کرد#بسطامی@sherroghazal🌸🍃

