زلف بر باد مَده تا ندهی بر بادمناز بنیاد مَکُن تا نَکَنی بنیادممی مخور با همه کس تا نخورم خون جگرسر…
انتشار: 2026/07/02 06:43 UTC
زلف بر باد مَده تا ندهی بر بادمناز بنیاد مَکُن تا نَکَنی بنیادممی مخور با همه کس تا نخورم خون جگرسر مَکِش تا نَکِشد سر به فلک فریادمزلف را حلقه مکن تا نَکُنی در بندمطُرّه را تاب مده تا ندهی بر بادمیار بیگانه مشو تا نبری از خویشمغم اغیار مخور تا نکنی ناشادمرخ برافروز که فارغ کنی از برگ گُلمقد برافراز که از سرو کنی آزادمشمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما رایاد هر قوم مکن تا نروی از یادمشهره شهر مشو تا ننهم سر در کوهشور شیرین منما تا نکنی فرهادمرحم کن بر من مسکین و بفریادم رستا بخاک در آصف نرسد فریادمحافظ از جور تو حاشا که بگرداند رویمن از آن روز که دربند توام آزادم#حافظ@sherroghazal🌸🍃

