📝 یادداشت/ حسین روحی؛ رزمنده، آزاده و عضو شورای عالی استانها:🔺آزادگان، ایمان و عزت خود را به پای زنجیرهای دشمن نفروختند🔹واپسین روزهای سال ۱۳۶۲ بود؛ در میانه عملیات خیبر، نخستین عملیات آبی_خاکی جنگ و من نوجوانی ۱۴ ساله که آمده بود برای دفاع از اسلام و ایران، برای دفاع از شرف و وطن بجنگد...🔹در شرایطی طبیعی، نوجوان ۱۴ ساله در اواخر اسفند باید شادمان از تعطیلی مدرسه و بوی عید، دغدغه خرید لباس نو و برنامهریزی برای گذران تعطیلات با همنسلان اقوام و دوستان داشته باشد و خرید سبزه و ماهی گلی و سفره هفت سین و ...🔹اما؛ دشمن آمده بود و به همه چیزمان چشم داشت، به وطن، به خاک، به دین و به ناموس... نمیشد دست روی دست گذاشت و بیتفاوت بود. همه احساس تکلیف میکردند، احساس تکلیفی برخاسته از عمق جان و دل...🔹بوی بهار از جزایر مجنون بلند شده بود که یک روز پیش از شهادت آقا مهدی باکری، به دست دشمن بعثی اسیر شدم، ۴۵ روز در موصل و سالهای بعد در العماره با انواع و اقسام شکنجههای جسمی و روحی...📌و اما بعد...🔹«آزادگان»، سالهای تلخ اسارت را با رنجهای طاقتفرسا گذراندند؛ اما هیچگاه ایمان و عزت خود را به پای زنجیرهای دشمن نفروختند.🔹در اردوگاههای عراق، هر روز برای آزادگان، آزمونی تازه بود: گرسنگی، تحقیر، شکنجه و محرومیت. اما پاسخ آنان به این آزمونها، چیزی جز صبر، مقاومت و ایستادگی نبود. اگر جسمشان در بند بود، روحشان آزادتر از همیشه پرواز میکرد.🔹آزادگان ما ثابت کردند که میتوان اسیر بود، اما شکستخورده نبود. میتوان در بند بود، اما در اوج عزت زیست.@ShorahaKhabar