فَربهی و زیباییِ زن(سهیل یاری) معیارهای زیبایی¹ از دیرباز در میان اقوام و فرهنگها متفاوت بوده و با…
انتشار: 2026/07/10 15:15 UTCدریافت: 2026/08/01 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:11 UTC
فَربهی و زیباییِ زن(سهیل یاری) معیارهای زیبایی¹ از دیرباز در میان اقوام و فرهنگها متفاوت بوده و با گذر زمان نیز این ملاکهای جمالشناختی دگرگون شده و «قُدَمای ما در جمالشناسیِ خود معیارهایی داشتهاند که ممکن است لزوماً با آنچه در عصر ما مصداق زیبایی انگاشته میشود سازگار نباشد» (حمیدیان، ۱۳۹۱: ج ۲/ ۹۱۸). بنابر شواهد ذیل، یکی از مَظاهرِ زیبایی زن در نگاه گذشتگان عرب، «چاقی» او بوده است:-قال ابنُ سِيرين: ... لا شَيءَ أزيَنُ عَلَى المَرأةِ مِنَ الشَّحمِ (قُرطُبی، ۱۹۸۱: ج۲/ ۵۶): زن را چیزی زیبندهتر از فربهی نیست. - أرِنِي حَسَناً أُرِكهُ سَمِيناً... يَعنِي أنَّ الحُسنَ في السِّمَنِ (مَیدانی، ۱۳۶۶: ج۱ /۳۲۲): به من زیبایی بنما، به او فربهی نشان دادم! یعنی زیبایی در فربهی است. - أقبحُ هَزيلَينِ: الفَرَسُ و المَرأةُ (رِفاعی،۱۴۲۳: ۳۲): زشتترین لاغرها دو چیزند: اسب و زن! -أحسَنُ/أجمَلُ النِّساءِ الفَخمَةُ الأَسِيلَةُ (مَیدانی، ۱۳۶۶: ج۱/ ۲۶۹): نکوترین زنان زنان فربهِ درشت و کشیدهگونه است. - أقبَحُ النِّساءِ الجَهمَةُ القَفرَةُ (رِفاعی،۱۴۲۳: ۳۲): زشتترین زنان، زنانِ ترشرویِ لاغرند. ناگفته نماند که در بین برخی اقوام دیگر نیز فربهی از عناصر زیبایی زن شمرده میشود. برای نمونه «به گفتۀ ریچارد، تمام سیاهانی که من میشناسم زنی را زیبا میدانند که لاغر نباشد... در قارۀ آفریقا... همه جا زنِ تنومند زیباترین زن شمرده میشود. مانگوپارک مینویسد که در نیجریه، تقریباً چاقی و زیبایی مرادف یکدیگر است» (دورانت، ۱۳۳۷: ج۱/ ۱۰۱). ۱- «هیچگاه در میان قُدَما کسی به این نکته نپرداخته است که "زیبایی" چیست؟... فلاسفه و متفکّران قدیم که به تمامیِ موضوعات کوچک و بزرگ عالم، حتّی امورِ موهوم پرداختهاند، از این امر بسیار مهم گویی غافل بودهاند. هیچکس نپرسیده است که این "جمال"ی که این قدر در باب آن سخن میگویند چیست؟» (شفیعی کدکنی، ۱۳۹۲: ۴۸۴). منابع - حمیدیان، سعید (۱۳۹۱). شرح شوق (شرح و تحلیل اشعار حافظ). ۵ ج، چاپ اوّل، تهران: قطره. - ثعالبي، أبومنصور (۲۰۰۳). التَّمثيل والمُحاضَرة. محقِّق: عبد الفتاح محمد الحلو، الطَّبعةالثّانية، بيروت: الدّار العربية لِلكتاب. - دورانت، ویل جیمز (۱۳۳۷). تاریخ تمدّن. جلد اوّل (مشرق زمین)، ترجمۀ احمد آرام و دیگران، تهران: اقبال. - رِفاعي الهاشمي، زيد (۲۰۰۳م/ ۱۴۲۳ ق). کتاب الأمثال. مصحِّح: علي إبراهيم كردي، دمشق: دار سعد الدّين. - شفیعی کدکنی، محمدرضا (۱۳۹۲). زبان شعر در نثر صوفیه (درآمدی به سبکشناسی نگاه عرفانی). چاپ چهارم، تهران: سخن. - القُرطُبي، أبو عمر يوسف بن عبد اللّه (۱۹۸۱). بهجة المَجالس و أنس المُجالس. محقق: محمد مرسي الخولي، الطَّبعة الثانیة، بيروت: دار الكتب العلميّة. - مَيداني نيشابوري، أبو الفضل (۱۳۶۶). مَجمَع الأمثال. مشهد: معاونت فرهنگی آستان قُدس.t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw

