نقش پررنگ بنی اسلم در آینده سیاسی اسلام پس از شهادت پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلم) (1) اجتماعی در سقیفه بنی ساعده شکل گرفت که نتیجه آن پس از جدال و مشاجره فراوان، خلافت ابوبکر با پنج رأی موافق بود. اجتماع کنندگان هنوز پراکنده نشده بودند که عدهای سواره و پیاده در شهر خودنمایی کردند. قبیله بنی اسلم که وابسته مهاجران بودند، وارد مدینه شدند، به آن سان که عدهای از آنها لباس رزم بر تن داشتند و کوچه و بازارها را پر کرده بودند و با ابوبکر بیعت نمودند(2). ▫️شیخ مفید به روایت از ابومخنف آورده است که بنی اسلم برای تهیه خواروبار به مدینه آمده بودند. به آنان گفته شد: اگر به ما یاری دهید که برای جانشین پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلم) بیعت ستانیم، به شما خواروبار میدهیم.تعداد قبیله بنی اسلم آنقدر زیاد بود که در کوچه و بازار مدینه دیگر جای سوزن انداختن نبود و حتی اگر مردم مدینه هم میخواستند از این کودتای سقیفهای جلوگیری کنند چنین قدرتی نداشتند. پس بنی اسلم به یاری جریان سقیفه برخاستند، تا آنجا که هر کس را که از بیعت خودداری میکرد با ضرب و زور بدین کار مجبور میساختند(3). بیسبب نبود که عمر میگفت: تا بنی اسلم نیامده بودند من به پیروزی اطمینان نیافتم(4)📚(1) علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر میکند. منتهی المطلب حلی ج۲، ص۸۸۷ . در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر در مدینه مسموم درگذشت. جامع الرواه محمد علی اردبیلی ج۲، ص۴۶۳. شیخ طوسی میگوید: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت. تهذیب الاحکام ج۶ص۱ و بحار الانوار ج۲۲، ص۵۱۴. بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده است برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است. السیره النبویه ابن کثیر دمشقی ج۴، ص۴۴۹. حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است. آنجا که میگوید: شعبی گفته است: بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد. المستدرک. ج۳، ص۶۰.(2) تاریخ طبری، ج 3، ص 205.(3) الجمل، شیخ مفید، ص 59؛ لامنس بااستناد بر مطالب تاریخ ابن فرات نوشته است این گروه سه نفره (ابوبکر، عمر، ابو عبیده) از همکاری بنی اسلم مطمئن شده بودند. ص142، حاشیه 7.(4) الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 244، ناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت؛ الماوردي البصري الشافعي، علي بن محمد بن حبيب (متوفاي450هـ)، الحاوي الكبير في فقه مذهب الإمام الشافعي وهو شرح مختصر المزني، ج 14، ص 99، تحقيق الشيخ علي محمد معوض ـ الشيخ عادل أحمد عبد الموجود، ناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت ـ لبنان، الطبعة: الأولي، 1419 هـ ـ1999 م؛ النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج 19، ص 21، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت، الطبعة: الأولي، 1424هـ ـ 2004م.@Sibtayn
هیچ کس جز چهار نفر به یاری مولا نیامد قَالَ سَلْمَانُ فَلَمَّا أَنْ كَانَ اللَّيْلُ حَمَلَ عَلِيٌّ فَاطِمَةَ عَلَى حِمَارٍ وَ أَخَذَ بِيَدَيِ ابْنَيْهِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ فَلَمْ يَدَعْ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ لَا مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَّا أَتَاهُ فِي مَنْزِلِهِ فَذَكَّرَهُمْ حَقَّهُ وَ دَعَاهُمْ إِلَى نُصْرَتِهِ فَمَا اسْتَجَابَ لَهُ مِنْهُمْ إِلَّا أَرْبَعَةٌ وَ أَرْبَعُونَ رَجُلًا فَأَمَرَهُمْ أَنْ يُصْبِحُوا [بُكْرَةً] مُحَلِّقِينَ رُءُوسَهُمْ مَعَهُمْ سِلَاحُهُمْ لِيُبَايِعُوا عَلَى الْمَوْتِ فَأَصْبَحُوا [فَلَمْ يُوَافِ] مِنْهُمْ أَحَدٌ إِلَّا أَرْبَعَةٌ فَقُلْتُ لِسَلْمَانَ مَنِ الْأَرْبَعَةُ فَقَالَ أَنَا وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ ثُمَّ أَتَاهُمْ عَلِيٌّ (علیه السلام) مِنَ اللَّيْلَةِ الْمُقْبِلَةِ فَنَاشَدَهُمْ فَقَالُوا نُصْبِحُكَ بُكْرَةً فَمَا مِنْهُمْ أَحَدٌ أَتَاهُ غَيْرُنَا ثُمَّ أَتَاهُمُ اللَّيْلَةَ الثَّالِثَةَ فَمَا أَتَاهُ غَيْرُنَا فَلَمَّا رَأَى غَدْرَهُمْ وَ قِلَّةَ وَفَائِهِمْ لَهُ لَزِمَ بَيْتَهُ وَ أَقْبَلَ عَلَى الْقُرْآنِ يُؤَلِّفُهُ وَ يَجْمَعُهُ فَلَمْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ حَتَّى جَمَعَهُ وَ كَانَ فِي الصُّحُفِ وَ الشِّظَاظِ وَ الْأَسْيَارِ وَ الرِّقَاعِ ️️️️ سلمان می گوید: وقتی شب شد علی (صلوات الله علیه) حضرت زهرا (صلوات الله علیها) را سوار بر الاغی نمود و دست دو پسرش امام حسن و امام حسین (صلوات الله علیهما) را گرفت، و هیچ یک از اهل بدر از مهاجرین و انصار را باقی نگذاشت مگر آنکه به خانه هایشان آمد و حقّ خود را برایشان یادآور شد و آنان را برای یاری خویش فرا خواند. ولی جز چهل و چهار نفر، کسی از آنان دعوت او را قبول نکرد. حضرت به آنان دستور داد هنگام صبح با سرهای تراشیده و در حالی که اسلحه هایشان را به همراه دارند بیایند و با او بیعت کنند که تا سر حد مرگ استوار بمانند. وقتی صبح شد جز چهار نفر کسی از آنان نزد او نیامد. (سلیم می گوید:) به سلمان گفتم: چهار نفر چه کسانی بودند؟ گفت: من و ابو ذر و مقداد و زبیر بن عوام. سپس علی (علیه السلام) در شب بعد هم نزد آنان رفت و آنان را قسم داد. گفتند: (صبح نزد تو می آئیم). ولی هیچ یک از آنان غیر از ما نزد او نیامد. در شب سوم هم نزد آنان رفت ولی غیر از ما کسی نیامد. وقتی حضرت عهدشکنی و بی وفایی آنان را دید خانه نشینی اختیار کرد و به قرآن رو آورد و مشغول تنظیم و جمع آن شد، و از خانه اش خارج نشد تا آنکه آن را جمع آوری نمود در حالی که قبلا در اوراق و تکه چوبها و پوستها و کاغذها (نوشته شده) بود.📗 كتاب سليم بن قيس/ج2/ص580📕 الإحتجاج (طبرسي)/ج1/ص81 📙مرآة العقول/ج26/ص184📚 بحار الأنوار/ج22/ص329 📘منهاج البراعة/ج3/ص22 @sibtayn
جنّی که مأمور تخریب محافل مذهبی و دینی است امام صادق عليه السلام فرمودند: هیچ جمعی نیستند که بنشینند و ذکر خداوند متعال کنند، مگر اینکه شیطان، جنّی از سپاه خود را بسوی آنان میفرستد تا سخن و ذکر آنان را قطع کند. «مَا قَعَدَ قَوْمٌ قَطُّ یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا بَعَثَ إِلَیْهِمْ إِبْلِیسُ شَیْطَاناً فَیَقْطَعُ عَلَیْهِمْ حَدِیثَهُمْ.»📚 بحارالأنوار، ج۹۰،ص۱۶۰ @sibtayn