*وقتی جوانی میگذرد* دل آدم نازکتر میشود نه بخاطر ضعیف بودن ، بلکه بخاطر فهمیدن. از اینکه عمر چطور مثل نسیمی آرام، بیصدا، از لابهلای انگشتها گذشت.*وقتی جوانی میگذرد* دیگر نمیخواهی کسی را تغییر بدهی، نه فرزندانی را که هرکدام راه خودشان را یافتهاند، نه دنیایی را که همیشه شتابزدهتر از دل تو بوده، و نه آدمهایی را که هنوز خیال میکنند حقیقت فقط در مشت خودشان است.*وقتی جوانی میگذرد* آرامش تبدیل میشود به عزیزترین خواستهی دل ، یک پیاله چای کمرنگ، و سکوتی که لازم نیست با هیچ حرفی پر شود. *وقتی جوانی میگذرد*دیگر حوصلهی بحثهای بیثمر را نداری ، فهمیدهای که بیشتر آدمها گوش میدهند تا جواب بدهند، نه اینکه بفهمند.*وقتی جوانی میگذرد*با گذشته مهربانتر میشوی. خودت را سرزنش نمیکنی برای تصمیمهایی که میتوانست بهتر باشد، برای عشقی که نماند، برای آرزوهایی که در نیمهراه ماندند. *وقتی جوانی میگذرد*میفهمی زندگی همیشه همین بوده: ترکیبی از اشتباه و امید، از ساختن و دوباره از نو ساختن.*وقتی جوانی میگذرد*کسی دوستت داشته باشد، نعمت است، و اگر نه، سالها به تو یاد دادهاند که تنهایی همیشه هم غم نیست ، گاهی پناه است، گاهی آشتی با خود. *وقتی جوانی میگذرد*گاهی ساعتها به عکسهای کهنه نگاه میکنی و تازه میفهمی عمر چقدر آرام ، چقدر بیصدا گذشت.*وقتی جوانی میگذرد*با بدن خود مهربانتر میشوی، با زانوهایی که آهستهتر میروند، با دستهایی که میلرزند، با چشمهایی که نور بیشتری میخواهند. *وقتی جوانی میگذرد*دیگر از پیر شدن شرم نمیکنی ، پیری بهای زنده ماندن است. یاد گرفتهای بعضی روزها فقط نفس کشیدن کافیست.*وقتی جوانی میگذرد*آزادی معنای تازهای پیدا میکند، آزادیِ رها کردن، آزادیِ دل نبستن به هر چیز کوچک، آزادیِ بخشیدنِ خودت و دیگران. *وقتی جوانی میگذرد*کمکم میفهمی زندگی بیشتر از آنکه فتح کردن باشد، تماشا کردن بود ، تماشای باران پشت پنجره، خندهی کودکی در کوچه، بوی نان تازه، و غروبی که هر روز بیصدا تمام میشد.*وقتی جوانی میگذرد*اگر حال دلت خوب باشد، همان روز برایت کافیست. هنوز برای خودت میوه میخری، هنوز گاهی زیر لب آواز میخوانی، و هنوز از دیدن شکوفهی یک درخت دلت روشن میشود. *وقتی جوانی میگذرد*دیگر عجلهای برای رسیدن نداری، بیشتر راه را آمدهای، و حالا فقط میخواهی باقی عمر را سبکتر زندگی کنی.*وقتی جواني میگذرد*چایت را آرامتر مینوشی، کمتر حرف میزنی، بیشتر نگاه میکنی، و تلاش میکنی پیش از آنکه چراغ شب خاموش شود، طعم واقعی زندگی را ساده، بیادعا، تا آخرین جرعه احساس کنی!#سیروان_نوین_همراه_همگام_مردم •🍃🌸 @sirvannovin#sirvannovin@sirvannovin🌸🍃•
#داستانهای_آموزنده<📘✍🏻>خوابهای خود را برای هرکسی تعریف نکنید!عصر پیامبر (ص) بود، زنى شوهرش به سفر رفت ، او در غیاب شوهر، خوابى دید و به حضور رسول خدا آمد و گفت : در خواب دیدم تنه درخت خرما در خانه ام شکسته شد. پیامبر به او فرمود: شوهرت با سلامتى باز مى گردد. پس از مدتى شوهرش ، با سلامتى بازگشت . بار دیگر شوهر او به سفر رفت ، و او همان خواب را دید و نزد پیامبر رفت و خواب خود را گفت ، پیامبر (ص) فرمود: شوهرت سالم باز مى گردد .پس از مدتى شوهرش با سلامتى بازگشت .بار سوم شوهر او سفر کرد، آن زن همان خواب را دید، وقتى که بیدار شد اینبار خدمت پیامبر نرفت، همان اطراف مرد چپ دستى را دید و خواب خود را براى او نقل کرد، آن مرد گفت : واى! شوهرت میمیرد! این خبر به پیامبر (ص) رسید، پیامبر فرمود: الا کان عبر لها خیرا: آیا او نمى توانست خواب آن زن را تعبیر نیک کند؟ ( چراتعبیر نیک نکرد؟) بر طبق روایات خواب آنگونه كه تعبیر می شود ،اتفاق می افتد .پس هرگاه یكی از شما خوابی رادید آن را به جز نزد عالم و یا ناصحی بازگو ننماید. پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسى که خواب دیده، خواب او بر فراز او به صورت پرنده است تا آن هنگام که تعبیر نشده است، اما هنگام که تعبیر شد، آن پرنده سقوط مى کند(هر گونه که تعبیر شد ممکن است همان گونه اتفاق بیفتد)بنابراین خواب خود را جز براى آن کسى که دوست صمیمى تو است و یا تعبیر خواب مى داند، براى هر کس نقل نکن. و در جای دیگر فرمود: خواب خود را براى هیچکس جز مؤمنى که دور از حسادت است ، نقل نکن تعبیر بعضى از خوابها، فورى ، یا پس از ساعاتى ، آشکار مى شود، ولى تعبیر بعضى از خوابها ممکن است سالها یا دهها سال بعد از خواب دیدن ، واقع گردد. مثلا تعبیر خواب حضرت یوسف (که در خواب دید یازده ستاره و ماه و خورشید او را سجده مى کنند ) بعد از چهل سال ، آشکار شد.📚فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع)محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی#سیروان_نوین کانالی برای مردم •🍃🌸 @sirvannovin#sirvannovin@sirvannovin🌸🍃•