▪️آناتومی یک سانسور سیاسی درباره توافق اسلامآباد ✍🏼مصطفی صادقی: گاهی برای شکستخورده نشاندادن یک…
انتشار: 2026/08/23 10:38 UTCدریافت: 2026/08/24 02:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 02:10 UTC
▪️آناتومی یک سانسور سیاسی درباره توافق اسلامآباد ✍🏼مصطفی صادقی: گاهی برای شکستخورده نشاندادن یک کشور، لازم نیست شکستش دهید؛ کافی است نیمی از قدرتش را روایت نکنید. سیاست فقط میدان تصرف سرزمینها نیست، میدان تصرف «معنا» نیز هست؛ و چهبسا در نزاع بر سر معنا،…🔸در برابر اجرای تعهدات آمریکا، ایران نیز قرار بود طی فرایندی مشخص، محدودیتهای تردد در هرمز را کاهش دهد تا ظرف ۳۰ روز عبور کشتیها به وضعیت پیش از جنگ نزدیک شود. اما بر اساس آمارهای منتشرشده، طی سه هفته حدود ۲۰۰ کشتی عبور کردهاند؛ میانگینی نزدیک به ۱۰ کشتی در روز در برابر حدود ۱۰۰ کشتی پیش از جنگ. پس اجازه بدهید صورت مسئله را بدون آرایش جناحی بخوانیم: پول آزاد نشد؛ هرمز هم بسته ماند...🔸آنوقت این همه مرثیه برای «ایران فریبخورده» دقیقاً برای چیست؟مگر ایران پولش را نگرفت و در مقابل، تمام تعهداتش را اجرا کرد؟ مگر قدرت چانهزنی خود را تحویل داد و حالا پشت در کاخ سفید منتظر وفای به عهد ترامپ نشسته است؟🔸اگر چنین بود، ما نیز نخستین کسانی بودیم که باید از سادهلوحی استراتژیک سخن میگفتیم. اما وقتی تعهد طرف مقابل متوقف شده و اهرم متناظر ایران نیز واگذار نشده، دیگر «دادیم و نگرفتیم» تحلیل نیست؛ شعاری است که برای درست درآمدنش باید نصف ترازنامه قدرت را پاره کرد.اینجا دقیقاً پای «امر سیاسی» به میان میآید.🔸توافق میان دشمنان، میثاق اخلاقی میان دو دوست نیست. توافق، صورت حقوقی یک تعادل موقت در قدرت اجبار است. دولتها با دشمن خود مذاکره نمیکنند چون به او اعتماد دارند؛ مذاکره میکنند چون هیچکدام هنوز قادر نیست دیگری را بیهزینه به اطاعت وادارد. که البته ایران تا حد زیادی اراده اش را تحمیل کرد. اگر یکی میتوانست ارادهاش را تماماً تحمیل کند، دیگر میز مذاکرهای در کار نبود؛ میز مذاکره درست از جایی متولد میشود که میز قدرت هنوز یک صاحب ندارد.از همین رو، بدعهدی آمریکا نه کشف تازهای در تاریخ روابط بینالملل است و نه برهانی علیه اصل دیپلماسی. مگر دیپلماسی را برای خوشعهدان اختراع کردهاند؟🔸این تصور که «چون آمریکا بدعهد است، پس مذاکره با آمریکا ذاتاً خطاست»، سیاست خارجی را از قلمرو عقلانیت استراتژیک بیرون میبرد و به حوزه اخلاق فردی میکشاند. در سیاست بینالملل، مسئله اعتماد به دشمن نیست؛ مسئله، معماری بیاعتمادی است: چگونه توافقی بسازید که دیگری برای نقض آن هزینه بپردازد و شما پس از نقض، همچنان امکان کنش داشته باشید.

