🔸در برابر اجرای تعهدات آمریکا، ایران نیز قرار بود طی فرایندی مشخص، محدودیتهای تردد در هرمز را کاهش…
انتشار: 2026/08/23 10:38 UTCدریافت: 2026/08/24 02:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 02:10 UTC
🔸در برابر اجرای تعهدات آمریکا، ایران نیز قرار بود طی فرایندی مشخص، محدودیتهای تردد در هرمز را کاهش دهد تا ظرف ۳۰ روز عبور کشتیها به وضعیت پیش از جنگ نزدیک شود. اما بر اساس آمارهای منتشرشده، طی سه هفته حدود ۲۰۰ کشتی عبور کردهاند؛ میانگینی نزدیک به ۱۰ کشتی…🔸و اینجاست که هرمز اهمیت پیدا میکند.واقعیت این است که هرمز فقط یک آبراه نیست؛ قدرتی است که صورت جغرافیا به خود گرفته است. تلاقی ژئوپلیتیک، انرژی، تجارت و ظرفیت اجبار است. بخشی از قدرت ایران نه در بستن آن، بلکه در «امکان» بستن، محدودکردن و تنظیم آن نهفته است. قدرت همیشه با شلیک اثبات نمیشود؛ گاهی قدرت همان گلولهای است که دیگری میداند در خشاب هست.🔸ایران این اهرم را هنوز از دست نداده است.پس با یک «شکست » مواجه نیستیم؛ با موازنهای تعلیقشده روبهروییم که در آن مکانیسم مبادله متقابل مختل شده و هر دو سوی منازعه هنوز بخشی از اهرمهای خود را حفظ کردهاند.🔸اما طنز ماجرا جای دیگری است.برخی از منتقدان، وقتی از میدان سخن میگویند، ایران را قدرتی بزرگ تصویر میکنند؛ اما همین که پای دیپلماسی به میان میآید، ناگهان همان ایران تبدیل میشود به نوجوانی سادهدل که هر بار آمریکای مکار آبنباتی نشانش میدهد و امتیازی از جیبش بیرون میکشد!🔸بالاخره ایران کدام است؟ بازیگر یا بازیچه؟نمیشود برای اثبات قدرت میدان، از قدرت «ایران » سخن گفت و برای اثبات شکست مذاکره، ناگهان ضعف «ایران » تصویر ساخت.این تناقض فقط یک خطای تحلیلی نیست؛ نوعی آمریکامحوری وارونه است. در ظاهر علیه آمریکا سخن میگوید، اما در دستگاه تحلیلیاش آمریکا یگانه سوژه سیاست است: آمریکا طراحی میکند، آمریکا تصمیم میگیرد، آمریکا فریب میدهد، آمریکا بازی را عوض میکند؛ و ایران صرفاً موضوع افعال آمریکاست.🔸چه تصویر سخاوتمندانهای از قدرت آمریکا و چه تصویر ضعیفی از قدرت ایران؛ آن هم به نام دفاع از ایران!🔸استقلال اما دقیقاً نام دیگر عاملیت است: توان «نه» گفتن، امتناعکردن، تغییر محاسبه دیگری و حفظ امکان کنش در شرایط متغیر. ایران اگر در برابر تعهد اجرانشده، مابهازای خود را متوقف کرده، دیگر نمیتوان با حذف این کنش از روایت، شمایل «ایران فریبخورده» را ساخت و سپس برایش مجلس ختم سیاسی گرفت.🔸البته این دفاعیهای برای تقدیس اسلامآباد نیست. اتفاقاً نقد حرفهای تازه از همین نقطه آغاز میشود: آیا رژیم تضمینها کافی بود؟ توالی اجرای تعهدات هوشمندانه طراحی شد؟ هزینه نقض برای آمریکا چقدر بود؟ و مهمتر از همه، ایران چگونه باید قدرت ژئوپلیتیکی را به عایدی ژئواکونومیک تبدیل کند؟اینها پرسشهای سیاستاند.🔸سیاست نه شیفتگی به مذاکره است و نه اعتیاد به منازعه. مقاومت اگر نتواند قدرت تولید کند، فرسایش است؛ قدرت اگر نتواند امتیاز تولید کند، انباشت بیحاصل است؛ و دیپلماسی اگر پشتوانه قدرت نداشته باشد، چیزی بیش از تمنای مؤدبانه نیست.عقلانیت استراتژیک، هنر گردش میان این سه لحظه است: مقاومت، قدرت، منفعت.از این منظر، درباره پولهای قطر باید پرسید و مذاکرهکننده نیز باید پاسخ دهد. اما نمیتوان دفتر محاسبات را درست در ستونی بست که نتیجه مطلوب جناحی از آن بیرون میآید.پولها آزاد نشدند؛ درست.اما ایران چه داد که نگرفت؟🔸اگر پاسخ این است که اهرم متناظر ایران نیز واگذار نشده، دیگر با «ایران بازنده» مواجه نیستیم؛ با روایتی مواجهیم که برای تولید یک بازنده، نخست مجبور شده بخشی از واقعیت را قربانی کند.و شاید این تمام آناتومی این سانسور سیاسی باشد:نخست هرمز را از تصویر حذف میکنند، سپس عاملیت ایران را؛ بعد مقابل تصویری که خود ساختهاند میایستند و با تأسف میگویند: ببینید ایران چگونه فریب خورد!این دیگر نقد توافق نیست ؛ مونتاژ شکست است.@sobhe_no

