ادامه☝️🟡 هندسهٔ رحمانی در خلقت انسان (بخش دوم)قرآن و قرائت؛ از متن خواندنی تا جهان خواندنیبرای فهم…
انتشار: 2026/08/15 08:39 UTCدریافت: 2026/08/18 12:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 12:15 UTC
ادامه☝️🟡 هندسهٔ رحمانی در خلقت انسان (بخش دوم)قرآن و قرائت؛ از متن خواندنی تا جهان خواندنیبرای فهم عبارت عَلَّمَ الْقُرْآنَ نخست باید درباره معنای واژه قرآن و نسبت آن با مقوله قرائت تأمل کنیم. واژه قرآن از ریشه قرأ گرفته شده است و به معنای هر آن چیزی است که خواندنی است.به نظر میرسد که قرآن در اینجا صرفاً به معنای یک متنِ مکتوب تاریخی نیست، بلکه به معنای حقیقتی است که قابلیت خوانده شدن و فهمیده شدن دارد. در این نگاه «قرائت»، فقط تلفظ مجموعهای از الفاظ نیست؛ بلکه عملی فراتر از آن است؛ به معنای خواندن، دریافت کردن، به هم پیوستن نشانهها و آشکار ساختن معنای نهفته در آنهاست. ازینرو قرآن، چه در قالب کتابِ وحی و چه در قالب عالمِ هستی، همان حقیقتِ خواندنی است که خداوند آن را در معرض دید و درک انسان قرار داده است.خواندن در معنای ابتدایی و ظاهری، حرکت چشم یا زبان بر روی کلمات مکتوب است؛ اما در معنای معرفتی و عمیقتر، خواندن یعنی عبور از صورت به معنی و گذر از پوسته به هسته. انسان هنگامی که چیزی را میخواند، در واقع نقش یک رمزگشا را بازی میکند که میان نشانههای آشکار و معنای پنهان پشت آنها پیوند برقرار میسازد. از این رو، هر کجا که نشانهای هست و عقلی که آن نشانه را رمزگشایی میکند، عملِ خواندن رخ داده است.در کاربرد اصطلاحی و تاریخی، واژه قرآن نام خاص آخرین وحی الهی است که بر پیامبر اسلام ﷺ نازل شده و در قالب آیات و سورهها در اختیار ما قرار گرفته است. اما در کاربردهای خودِ متن قرآن، این واژه همواره به معنای یک نسخه مکتوبِ نهایی و مصحف فیزیکی نیست، بلکه گاهی بر حقیقتِ خواندنی و فعلِ خوانش دلالت دارد.برای نمونه، قرآن در آیات هفده و هجده سوره قیامه میفرماید:إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُفَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُترجمه: همانا جمع کردن و خواندن آن بر عهده ماست؛ پس هنگامی که آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن.در این آیات، واژه قرآن در کنار فعل قرائت قرار گرفته و به عنوان یک جریان معرفتی و فرآیند خواندن مطرح شده است. این کاربرد به روشنی نشان میدهد که قرآن در اصل، یک رویدادِ زنده و پویاست؛ یعنی همان حقیقتِ جاری در خوانده شدن و فهمیده شدن، نه فقط یک کتابِ تدوینشده تاریخی.قرآن؛ کتاب تدوینی و حقیقتی خواندنیبر اساس آنچه گذشت، میتوان قرآن را در افقی گستردهتر از یک متن مکتوب، حقیقتی خواندنی دانست؛ حقیقتی که از یک سو در قالب الفاظ وحیانی و آیات نازلشده بر پیامبر آشکار میشود و از سوی دیگر، در ساختار جهان و وجود انسان، به صورت نشانهها و آیات تکوینی ظهور مییابد.در مرتبه نخست، با «قرآن تدوینی» روبهرو هستیم؛ یعنی وحی الهی که در قالب کلمات، آیات و سورهها بر پیامبر نازل شده و در اختیار انسان قرار گرفته است. در اینجا، حقیقت در ساختار زبان ظهور میکند و انسان از طریق خواندن، شنیدن، تدبر و فهم، از الفاظ و عبارات به معانی آنها راه مییابد.در مرتبه دوم، با آنچه میتوان «قرآن تکوینی» نامید مواجهیم؛ یعنی جهان آفرینش در کلیت آن، با همه پدیدهها، روابط، نظمها و قوانینش. در اینجا نیز حقیقت به صورت نشانههایی در برابر انسان قرار گرفته است؛ با این تفاوت که این نشانهها نه در قالب الفاظ، بلکه در ساختار خودِ هستی آشکار میشوند.از این منظر، تفاوت اصلی این دو در صورت ظهور آیات است، نه در اصل نشانهبودن آنها:در قرآن تدوینی، آیات در قالب واژهها و جملهها ظاهر میشوند و خوانده میشوند.در قرآن تکوینی، آیات در قالب پدیدهها، روابط، قوانین و رخدادهای عالم ظاهر میشوند و مشاهده و تفسیر میگردند.در هر دو صورت، انسان با مجموعهای از نشانهها مواجه است و مسئله اساسی، عبور از نشانه به معناست. همانگونه که خواندن یک آیه قرآنی صرفاً تلفظ الفاظ نیست، دیدن یک پدیده طبیعی نیز به خودی خود به معنای شناخت حقیقت آن نیست. در هر دو مورد، «خواندن» هنگامی به کمال میرسد که انسان بتواند از صورت آشکار نشانه عبور کند و نسبت، معنا و حقیقت نهفته در آن را دریابد.بر این اساس، قرآن تدوینی و قرآن تکوینی را نمیتوان دو حقیقت بیگانه و گسسته از یکدیگر دانست؛ بلکه میتوان آنها را دو نحوه ظهور آیات الهی و دو مسیر مکمل برای مواجهه انسان با حقیقت تلقی کرد: یکی در زبان وحی و دیگری در زبان آفرینش.در یکی، خداوند با انسان سخن میگوید و در دیگری، جهان در برابر انسان به سخن درمیآید؛ و انسان در میان این دو، موجودی است که میتواند هم کلام را بخواند و هم جهان را بخواند.ادامه👇SobheEslam

