🟢به بهانهی تأملات در علومتاریخی ✍🏻عبدالله ناصری 🔻آغاز دههی هشتاد خورشیدی که با توجه به سیاستهای…
انتشار: 2026/06/27 18:55 UTC
🟢به بهانهی تأملات در علومتاریخی ✍🏻عبدالله ناصری 🔻آغاز دههی هشتاد خورشیدی که با توجه به سیاستهای گشودهی فرهنگی، آموزشی و پژوهشی دولت اصلاحات، مجوزهای متعدد، شآن صدور یافت گمان نمیکردم یکی از آنها این مقدار موفق باشد، "پژوهشکده تاریخ اسلام". از قبل باور داشتم آقای هادی خامنهای، صاحبمجوز و مدیر آن جزء نوادرروحانیون تشکیلاتی است که به کار گروهی در حوزهی سیاست یقین دارد ولی به دوامِ این روح و شاکله در جمعی آکادمیک پرتردید بودم. 🍃در اوایل فعالیت پژوهشکده که به همکاری دعوت شدم، آن شک فروریخت. سالهای نخستين جز سه گروه علمی و یک شورای علمی کوچک که تصویب برنامههای نشر و همایش علمی بهدست آن بود رکنی دیگر آنجا نبود. دهسال عضو آن شورا و پژوهشکده و از نزدیک شاهد دعوتِ فارغ از سیاست آقای خامنهای بودم، محمدحسن گنجی، مهدی محقق، احسان اشراقی، حسین قرهچانلو، علیمحمد ولوی، صادق آئینهوند، غلامحسين زرگرینژاد، حسین مفتخری، عباس منوچهری، هاشم آقاجری، محمدتقی رهنمایی، (؟) رجبزاده، احمدرضا خضری، داریوش رحمانیان، حسن اسماعيلزاده، حسن حضرتی، حجتالله جودکی، عباس برومند، جمشید کیانفر، غلامرضا ظریفیان، مژده بدیعی، فاطمه جاناحمدی، سحر وکیلی، سیمین فصیحی و خيلی بیشتر از این.🍃امروز با ارزشیابی چهار محور از عملکرد آن پژوهشکده، نشر کتاب، تداوم تولید مجله علمی-پژوهشی "مطالعات تاریخ اسلام"، همایشهای علمی و نو، نقدِ علمی آثار نشرشده، با عمری نزدیک به ربع قرن همراهبا تنگناهای پولی شدید که از آن خبر دارم،موفقترین مرکز علمی تاریخ اسلام در کشور به شمار است و عامل این توفیق، سینهگشودهگی رئیس روحانی آن به علوم تاریخی آکادمیک است. تولیدات پژوهشکده در حوزهی "نظری علم تاریخ" جلب توجه میکند. و دیگر رشتههای علومانسانی به آنمحتاجاند. مثل جامعهشناسی، انسانشناسی ،جغرافیا، باستانشناسی، مردمشناسی و ... .تازهترین اثر پژوهشکده در این عرصه کتاب "تاریخشناسی در بحران"، خروجی همايش "تاریخشناسی در بحران؛ واقعیت یا توهم"است. این مجموعه با نه مقاله به همتِ دکتر اسماعيل حسنزاده و دکتر سحر وکیلی زیورِنشر شدهاست. یکی از نُهگانه، تولیدِ دکتر حسن حضرتی است با تیتر "آیا رشتهی تاریخ در موقعیت بحران قرار دارد؟". مولفبر آن است با صدای بلند فریاد کند " تاریخیک دیسیپلین است و فقط با دانشگاهرفتنو استاددیدن میتوان ادعای تاریخدانی کرد.خدا بیامرزد محمد محیط طباطبائی را کهافتخار شاگردی ارشد وی را در دههی شصت دارم. نامآشنا بود برایم، چون مکرر نامش را از رادیو ملی ایران در دههی پیشتر شنفته بودم، با حافظهی "شبهِ رایانهای" و اشراف وسیع در تاریخ عصر پهلوی. همان وقت بااستادِ دانشگاهدیده دیگرم صحبت از ایشان کردم. او محیط طباطبائی را این گونه وصف کرد: حیف که وی "ملّا سرِ خود" است و جایش در دانشگاه خالی».حضرتی با نقد برنامهی درسی رشتهی تاریخ از ابتدا (۱۳۲۸ش) تا ۱۴۰۱ش که خودش در برنامهریزی جدید درسی عامل کوشایی بود از نبود "دروس مهارتی" در علومتاریخی شِکوه میکند. نویسنده با الهام از "کلنگریِ زماندراز" آنالیستها که معتقدند تاریخ باید با یاری جستن از رشتههای هم مرزش، تا آنجا که میتواند خویشتن را از نظر موضوع پرمایهتر سازد، و مرزها را از میان بردارد، و با این حال دانشی عام و کلی بماند و تا جايیکه ممکن است، شرایط را برای درک پذیرش هر چه بیشتر پدیدههای اجتماعی پدید آورد، ایدهی خود را با عنوان "توصيف فربه تاریخ" که پرمناقشه هم شد بر دغدغهی اصلی خود تأکید میکند و با ضرورت "مهارت محوری" و "روش شناسی" در رشتهی تاریخ به درستی القا میکند اقتدار دانش تاریخ در همین است و بس.@sobhema_ir

