🟢مصطفی تاجزاده؛ یازده سال زندان، وقتی اندیشه از دیوار بلندتر میشود✍🏻حمید آصفییازده سال زندان، ت…
انتشار: 2026/07/09 08:35 UTC
🟢مصطفی تاجزاده؛ یازده سال زندان، وقتی اندیشه از دیوار بلندتر میشود✍🏻حمید آصفییازده سال زندان، تنها یازده سال محرومیت یک انسان از آزادی نیست؛ یازده سال آزمون نسبت قدرت با اندیشه است. یازده سال است که مصطفی تاجزاده در زندان به سر میبرد؛ سالهایی که از عمر او کاست، اما از وزن پرسشهایی که مطرح کرده بود، نه. هر روزی که بر حبس او افزوده شد، این پرسش نیز سنگینتر شد که آیا میتوان اندیشه را با دیوار، و نقد را با حکم خاموش کرد؟⚡️سیاست، تنها میدان رقابت قدرت نیست؛ میدان سنجش ظرفیت قدرت نیز هست. حکومتها را فقط با شمار نهادهایشان نمیسنجند؛ با میزان تحملشان در برابر اندیشه نیز میسنجند. هرچه دایره نقد کوچکتر شود، دایره اقتدار نیز کوچکتر میشود. این یکی از پارادوکسهای بزرگ تاریخ سیاست است؛ قدرتی که از نقد میترسد، پیش از منتقد، به خود بیاعتماد شده است.🪸در این چارچوب، سرگذشت مصطفی تاجزاده صرفاً سرگذشت یک سیاستمدار نیست؛ روایتی است از نسبت اندیشه و قدرت در ایران معاصر. او را میتوان نقد کرد، با بخشی از مواضعش موافق نبود یا حتی تحلیلهایش را ناکافی دانست، اما دشوار است انکار شود که در دو دهه اخیر، کوشیده است از درون زبان سیاست، از جمهوریت، حاکمیت قانون، حق انتخاب، آزادی بیان و حق نقد قدرت دفاع کند و برای این انتخاب، هزینههای سنگینی پرداخته است؛ هزینهای که امروز در یازدهمین سال حبس او، معنایی فراتر از سرگذشت یک فرد یافته و به بخشی از حافظه سیاسی معاصر ایران تبدیل شده است.🪷اندیشه تاجزاده را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: قدرت باید محدود شود تا جامعه آزاد بماند. این گزاره، نه صرفاً یک شعار سیاسی، بلکه مسئلهای فلسفی است. از نگاه او، حکومتی که نقد را تهدید ببیند، دیر یا زود گفتوگو را نیز تهدید خواهد دید؛ و حکومتی که گفتوگو را از دست بدهد، ناگزیر به امنیتسالاری پناه میبرد؛ نظمی که در آن، امنیت جایگزین آزادی نمیشود، بلکه جایگزین اعتماد میشود.✨اما شاید مهمتر از نظریهها، نسبت اندیشه با عمل باشد. بسیاری از ایدهها تا زمانی زندهاند که هزینهای نداشته باشند. ارزش یک اندیشه، آنگاه آشکار میشود که صاحب آن حاضر باشد بهایش را بپردازد. زندان، در این معنا، فقط یک مکان نیست؛ آزمونگاه صداقت سیاسی است.⚡️استبداد، پیش از آنکه مخالفان را زندانی کند، آینده را زندانی میکند. سلول، فقط چهاردیواری نیست؛ معماری ترس است. حکم، فقط یک رأی قضایی نیست؛ زبان هراس است. اما همینجا پارادوکس دیگری زاده میشود: هرچه دیوارها بلندتر شوند، پرسشها بلندتر میشوند. هرچه سکوت تحمیل شود، نیاز جامعه به سخن گفتن بیشتر میشود. این همان مشروعیتفرسایی است؛ فرسایشی که نه در زندانی، بلکه در رابطه میان قدرت و جامعه رخ میدهد.👤تاجزاده در سالهای اخیر، چه موافقانش بپذیرند و چه مخالفانش، از یک کنشگر سیاسی صرف فراتر رفته و به موضوعی برای تأمل درباره تحمل نقد در ساختار سیاسی ایران تبدیل شده است. در این معنا، نام او فقط به یک فرد اشاره ندارد؛ به پرسشی اشاره دارد که همچنان بیپاسخ مانده است: آیا میتوان جامعهای نیرومند ساخت که در آن، نقد مسالمتآمیز مجال بقا نداشته باشد؟🍃شاید بزرگترین میراث فکری او، نه در پاسخهایی باشد که داده، بلکه در پرسشهایی باشد که زنده نگه داشته است. جامعهای که پرسش نداشته باشد، اصلاح نیز نخواهد داشت. پرسش، نخستین گام آزادی است و آزادی، بدون حق پرسیدن، تنها واژهای در کتابهاست.🌱تاریخ، حافظهای شگفت دارد. گاه انسانها را نه با سالهای حضورشان در قدرت، بلکه با سالهای پایداریشان به یاد میآورد. آنچه ماندگار میشود، نه صرفاً نامها، بلکه نسبت آنان با حقیقت، آزادی و مسئولیت است. از این منظر، یازده سال زندان مصطفی تاجزاده، فقط بخشی از زندگی یک سیاستمدار نیست؛ بخشی از حافظه سیاسی یک ملت است؛ حافظهای که هم رنج را ثبت میکند و هم هزینه ایستادن بر سر باور را.🌿شاید بتوان جسم انسان را در سلول محبوس کرد، اما اندیشه، دیوارپذیر نیست. اندیشه، اگر ریشه در باور داشته باشد، از دیوار عبور میکند، از زمان عبور میکند و سرانجام، به داوری تاریخ میرسد. و تاریخ، بیش از آنکه زندانها را به خاطر بسپارد، ظرفیت حکومتها را در تحمل اندیشه به یاد میآورد. همین است که نسبت میان قدرت و آزادی، سرانجام، مهمتر از نسبت میان زندانبان و زندانی میشود.🪻شاید بزرگترین پیروزی یک اندیشه، فتح قدرت نباشد؛ تسلیم نشدن در برابر قدرت باشد. یازده سال زندان، اگرچه آزادی جسم را محدود کرده است، اما نتوانسته است پرسشهایی را که مصطفی تاجزاده درباره جمهوریت، قانون، آزادی و حق نقد قدرت مطرح کرده، از حافظه عمومی پاک کند.@sobhema_ir


