روایت مردمی/📸 رفیق خوبه که امام حسینی باشه!🔹 وقتی کنارشان نشستم، دستهایشان حسابی سیاه شده بود، اما…
انتشار: 2026/08/04 08:18 UTCدریافت: 2026/08/04 14:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 14:22 UTC
روایت مردمی/📸 رفیق خوبه که امام حسینی باشه!🔹 وقتی کنارشان نشستم، دستهایشان حسابی سیاه شده بود، اما چشمهایشان برق میزد. امیرحسین ۱۳ ساله و ساکن محله سیدی مشهد پارسال توفیق داشت اربعین برود کربلا، اما امسال که نشد، دلش طاقت نیاورد. میگفت: وقتی دیدم امسال نمیتونم برم، دلم سوخت. با خودم گفتم مگه میشه جاموند و کاری نکرد؟ با بچهها قرار گذاشتیم همینجا، تو محله خودمون، خادمِ زائرایِ آقا باشیم.🔹 ابوالفضل ۱۲ ساله اما داستانش فرق میکند. او تا حالا کربلا نرفته و آرزوی رفتن به دلش مانده. وقتی داشت با دقتِ تمام، غبارِ کفشِ یک پیرمرد را میگرفت، گفت: هر بار که برس میکشم، با خودم میگم شاید این زائرِ امامحسین(ع) باشه. همین که برای چند لحظه بتونم خستگیِ زائرایِ آقا رو کم کنم، برام عینِ زیارته.🔹 جالب اینجا بود که هزینهی این بساط را از پولهای توی قلکهایشان برداشته بودند. بدون اینکه کسی بهشان بگوید، بدون اینکه بخواهند دیده شوند. امیرحسین و ابوالفضل و رفیقشان، امروز درسِ بزرگی دادند؛ اینکه اربعین فقط «رفتن» نیست، «باقی ماندن و خدمت کردن» هم هست.✍ حمیدرضا ربانی @sobhtoos | صبح توس

