آپوریای سوژهٔ کوردی:از شکاف نظریه و عمل تا بازتولید فرودستیتورج محمدی♦️ادعای نویسنده این است که سوژهٔ کوردی، در پیوندی از وابستگی معرفتی به دیگریِ بزرگ، فقدان تصمیم سیاسی قاطع و استمرار ساختارهای سنتیِ بازدارنده، گرفتار پارادوکسی ساختاری است. در این وضعیت، منطق عملیِ مقاومت با منطق فکری در تعارضی بنیادین قرار میگیرد. از سوی دیگر، تخیل اجتماعی کوردی در شبکهای از موانع سلبی — شامل عرفانگرایی فردی، فروکاست هویت به مطالبات صرفاً اقتصادی-حقوقی و فقدان الهیات سیاسی جمعی — گرفتار مانده است. این منظومهٔ بازدارنده، همراه با غلبهٔ ذهن احساسی-شاعری بهمثابه فانتزی جبرانکننده، امکان تصمیم رادیکال و تأسیس افق سیاسی خودبنیاد را از سوژه سلب کرده است. نقد احزاب کوردی نیز نشان میدهد که الگوهای ایدئولوژیک — از جمله فدرالیسم، کنفدرالیسم، کمونیسم و دیگر چارچوبهای برآمده از تجربههای تاریخی و اجتماعی متفاوت — به بازتولید فرودستیِ فعال و استمرار وابستگی معرفتی انجامیدهاند.♦️برای مطالعه متن کامل مقاله و دانلود فایل PDF بر روی لینک کلیک کنید.govarikomar.org/%D8%A2%D9%BE%D9%88%D8%B1%…